تبادل لینک با این وبلاگ

 

این وبلاگ آماده تبادل لینک با تمام وبلاگ ها و وب

 سایت ها است . در صورت تمایل از طریق نظر دادن

 ما رو خبر کنید.

 

 

Image Hosting

در حال نابود شدنیم...!!!!

در حال نابود شدنیم...!!!!
شلوارهای پاره را حتماً دیده اید...شلوارهایی که در بعضی از قسمت ها تراشیده شده و پاره شده،همین شلوار لی هایی که در اکثر مغازه ها می فروشند.
جند سالی است در کشور باب شده که جوانان لباس هایی می پوشند که شخصیتشان را خیلی پایین می آورد.

مد

 من هرموقع زانوی شلوارم پاره می شد به مادرم می دادم و مادرم هم شلوارم را می دوخت،اما الان وقتی می خواهی شلوار تهییه کنی در همان موقع خرید از اول پاره است که البته به اصطلاح می گویند مُد است،
وقتی من میرم بازار خرید کنم لباس خوب به زور گیر میارم،حتی همین بلوز هایی که روی آنها پر از آرم های خارجی و اسطوره هایی مثل اسپایدرمن که در کشورمان بچه ها خیلی می پوشند،معلومه کشوری مثل امریکا تاریخ چندانی ندارد که اصلاً اسطوره داشته باشد به همین دلیل اسطوره های تخیلی می سازد و به خورد ما می دهد،که با این کار هم پول در می آورد و هم ذهن بچه ها را از ریشه خراب می کند،یعنی روی مغز نسل جوان کار می کند تا در آینده کارش راحت تر شود...
اما کشوری مثل ایران که سرشار از اسطوره است(ازکوروش کبیر گرفته تا امام و شهدا)هیچ استفاده ای از اسطوره هایش نمی کند..حیف...حیف....
همین سینما و تلوزیون ما که پر شده از فیلم های عشقی ،یعنی ما از داخل کشور هم ضرر می کنیم،مثلاً همین سریال قهوه تلخ که خیلی طرفدار دارد پر از نماد شیطان پرستی است...(به لینک قهوه تلخ و فراماسونری مراجعه کنید)
ما هم از فیلم های خارجی و هم از فیلم های ایرانی در حال نابود شدنیم ....یه کاری بکنید...
حواسمون رو به اطرافمون جمع کنیم.....
ولی یادمون نره که آخرین مد کفن است....

دیگه تمومش کنم بهتره !!!!!!!!!

سلام به تمامی دوستان

این وبلاگ تا مدتی دیگه تعطیل میشه

این کار واسه من فایده ای نداره (به دلیل مشکلاتی که دارم)

خب ....

دیگه باید برم

لطفا نظراتتون رو در مورد این وبلاگ حتما بفرستید

منتظرم

بای

آیا جهان در سال 2012 پایان می یابد؟

 آیا جهان در سال 2012 پایان می یابد؟

یا UB 313 همان طارق است؟ آیا جهان در سال 2012 پایان می یابد؟ علت افزایش زلزله و تغییرات آب و هوایی گسترده در جهان چیست؟ آیا عذاب دیگری از نوع عذاب قوم نوح در راه است؟ علت ظاهر شدن دو خورشید در آسمان چیست؟




در روایات مربوط به عصر ظهور سخن از دو آتش در مشرق است . یکی آتشی از زمین که سه تا هفت روز زبانه می کشد و همراه با خسف و زلزله است که در مقاله مربوط به آتشی از مشرق و روایات عصر ظهور به آن پرداختیم و دیگری آتشی در آسمان که مربوط به عبور دنباله داری از نزیکی زمین که قسمتی از آن در شرق سقوط کرده و موجب تلفات زیادی می شود.

در مقاله مربوط به ستاره طارق از دید روایات اسلامی به این موضوع پرداخته شد و روایات مربوط به آن با اشاره به تفسیر سوره طارق بیان گردید و بر اساس روایات ، ظهور چنین دنباله داری خارج از علم بشر بوده و بصورت ناگهانی می باشد . اما این که این دنباله دار چیست و از کجا ظاهر می شود سئوالی است که در سالهای اخیر به آن توجه زیادی شده و احتمال ظهور این دنباله دار بر اساس سایتهای خارجی و ستاره شناسی و ناسا موضوع این مقاله است.





ما اگر بخواهیم از آسمان نشانه و آیت قهری نازل گردانیم تا همه بر آن گردن نهند و خاضع شوند».

ابوبصیر گوید: از امام صادق(ع) درباره این آیه شنیدم فرمود: به زودی خداوند درباره آنان چنین خواهد گرد گفتم: اینان چه کسانی می باشند؟ فرمود: بنی امیه و یارانشان می باشند، گفتم آن نشانه و آیه چیست؟ فرمود: ایستادن خورشید بین اول ظهر تا وقت عصر و خارج شدن و پدیدار گشتن یک صورت تا سینه شخصی -که حسب و نسب او شناخته شده است- در خورشید، این پدیده در زمان سفیانی واقع شود در این هنگام سفیانی و دار و دسته او به هلاکت خواهند رسید.

* ابوبصیر در ادامه این روایت از امام صادق علیه السلام نقل می کند که واقعه ایستادن خورشید در آسمان در زمان یوشع بن نون هم اتفاق افتاده است. ( برای آگاهی بیشتر از طولانی شدن روز و ایستایی خورشید در وسط آسمان که همان توقف گردش زمین برای مدتی کوتاه است ، اینجا را کلیک کنید )

طبق روایات اسلامی، در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی (علیه السلام) حوادث بسیار عجیبی در جهان رخ می دهند که از زمان فرود آمدن آدم (علیه السلام) تا آن زمان بی سابقه می باشند.

در این ماه ستارۀ دنباله دار ناشناسی که از قبل وارد فضای منظومۀ شمسی شده است، با گازها و غبارهایی که همراه دارد، سبب سرخ شدن آسمان می گردد. ستارۀ یادشده در نیمۀ ماه رمضان، میان خورشید و زمین قرار می گیرد و باعث خورشید گرفتگی کلّی می شود. سپس، شهاب سنگی بزرگ از آن جدا می گردد و همراه با صدایی شدید در مشرق زمین فرو می افتد و ویرانی زیادی به بار می آورد و در پی آن، دود غلیظی آسمان را فرا می گیرد.

این ستاره، ضمن گردش در فضای منظومۀ شمسی، هنگامی که در نزدیکترین فاصله با زمین قرار می گیرد، اثر گرانشی آن سبب کندشدن حرکت زمین می شود و در بعد از ظهر یکی از روزها، مردم مشرق زمین شاهد ایستایی خورشید در میان آسمان خواهند بود و در همین حال، تصویر چهره و سینۀ امام علی (علیه السلام) در میان خورشید ظاهر می گردد.

همچنین، ستارۀ یادشده زمانی که در جهت عکس حرکت زمین به دور خود و از کنار آن عبور می کند، اثر گرانشی اش موجب حرکت وارونۀ زمین می شود و در پی این حادثه، جهانیان شاهد طلوع خورشید از مغرب و دو برابر شدن طول شب و روز خواهند بود. با دورشدن ستارۀ دنباله دار از زمین، این کره دوباره حرکت طبیعی خود را باز می یابد. در اواخر ماه رمضان، دنباله دار یادشده از میان ماه و زمین می گذرد و سبب ماه گرفتگی می شود. در همین ماه، در صبح روز بیست و سوم، از آسمان ندایی رحمانی مردم را به حق دعوت می کند و پس از غروب آفتاب در همان روز، پیامی شیطانی مردم را به سوی باطل فرا می خواند.

در متون زرتشتیان آمده است:

... در آسمان نشانه گوناگون پیدا باشد...( زند بهمن یَسن، ص ۱۱، ف ۶ ، بند ۴ )

در کتاب مقدّس می خوانیم :

و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود...* و آن گاه پسر انسان( عیسی مسیح) را خواهند دید که بر ابری سوار شده، با قوّت و جلالِ عظیم می آید. (کتاب مقدّس، عهد جدید، ص ۱۳۳، انجیل لوقا، ب ۲۱ ، بند ۲۵ و ۲۷(

بررسی روایات نشان می دهد که طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار که موجب خسف در زمین نیز می گردد ، از علائمی است که به نزدیکی ظهور دلالت دارد. احتمال دارد این دو یکی باشند و یا دو موضوع جدا از هم که سعی داریم با توجه به یافته های علمی دانشمندان و سایتهای علمی به آن بپردازیم.

برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات آخر الزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است که بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات کنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال 2012 اعلام کرده اند.

در روایات اسلامی و قرآن کریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد ستارگان با یکدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیکی قیامت یاد شده. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از ان نیز از برخورد دنباله داری به زمین یاد شده که موجب کشته شدن عده زیادی می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینکه تاریخی برای آن تعیین نشده است.

بطور خلاصه می توان گفت در نزدیکی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ که نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزیهای بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ، ظهور دنباله داری که مدار آن بطور متناوب تکرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شد ه و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شود که در روایت بالا صریحا به آن اشاره شده ، فرو افتادن بخشی از دنباله دار یا شهاب سنگی عظیم در مشرق همراه با خسف و تلفات زیاد . همچنین در روایات بطور ضمنی وقایعی مثل آتشی از مشرق و زلزله و خسف در دو نقطه مشرق و مغرب به ظهور ستاره سرخ رنگ و دنباله دار مربوط می باشد. سئوالی که مطرح است این است که آیا این روایات با داده های علمی و ستاره شناسی منطبق هستند ؟ زیرا بطور عادت ما همیشه منتظر هستیم که غربیها حقایقی را کشف کنند و سپس ما آن را با روایت اسلامی تطبیق بدهیم .

به نظر می رسد در باره این روایات و حقایقی که اخیرا در سایتهای مختلف مشاهده می شود و اعتقادات مسیحیان و سایر ادیان در باره آخرالزمان و ظهور منجی ارتباطی وجود دارد که سعی داریم در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته و بتوانیم تا حدودی نقطه نظرات ادیان را به هم نزدیک کنیم.

UB 313 ، سیاره ایکس Xena ، اریس Eris ، نیبیرو Nibiru ،

در 31 اکتبر 2003 عکــسی هایی از این سیاره توسط تلسکوپ 48 اینچ پالومار گرفته شد اما فاصله این سیاره آن‌چنان زیاد بود که حرکت آن در پس‌زمینه ستارگان تا سال 2005 که داده‌های مربوط به این شیء دوباره مورد بررسی قرار گرفت مشاهده نشد در ژانویه سال 2005 میلادی دانشمندانی بنام مایکل ای براون Michael . E. Brown و چاد تراجیللو , Chad Trujillo و دیوید ال رابینوویتز , David L. Rabinovitz عکــسها وداده های مربوط به این اکتشاف را مورد بررسی قرار دادند که موجب کشف قمری برای این سیاره شد این قمر دیسنومیا نام دارد. دانشمندان ابتدا این سیاره را که یک کوتوله خاکستری ( قهوه ای ) بود سیاره ایکس نامیدند زیرا متوجه تغییراتی در مدار پلوتو شده بودند که ناشناخته بود و تصور می کردند باید جرمی آسمانی با جاذبه زیاد مثل یک کوتوله یا یک ستاره خورشیدی بر مدار پلوتو اثر گذاشته باشد و تا زمانی که آن را در سال 2003 مشاهده کردند نام آن جرم آسمانی را سیاره ایکس نامیدند. در سال 2005 پس از مشخص شدن مدار سیاره ایکس و قمر آن، نام او را رسما اریس گذاشتند و پس از قوت گرفتن اخبار حرکت اریس مبنی بر حرکت آن به سوی زمین و بر اساس حکایات موجود در کتیبه های سومریان و مصر باستان و نیز مایاها آین سیاره را UB 313 (نیبیرو) نامیدند. UB 313 نام دیگر نیبیرو یا اریس است که در متون باستانی سومریان و کتیبه های آنان به چشم می خورد.

UB 313 طبق داده های کلی ستاره ای تاریک است معروف به دوقلوی خورشید در منظومه شمسی. این ستاره مانند زمین به دور خورشید می چرخد اما در عین حال سیارات و ماههایی دارد که به دور آن گردش می کنند. مدار UB 313 بسیار دورتر از مدار پلوتو است و در حال چرخش تا ٥٠ میلیارد مایل از خورشید فاصله می گیرد. گفته می شود سیاره UB 313 یا نیبیرو هر 3600 سال یکبار وارد مدار نزدیک به زمین می شود و باعث تغییرات آب و هوایی فعالیت هایی در سطح پوسته زمین میشود برای مثال میتواند باعث جابجایی در مسیر گلف استریم شود یا به طور کامل پس از آب شدن یخ های قطب ازبین برود و سپس قسمت اعظم شمال غرب اروپا و شمال تا شرق آمریکا یخ بزند. همچنین در اثر این نزدیکی ، اکوسیستم زمین بر هم میریزد. سونامی – طوفانها و گردبادهای غول آسا شکل می گیرند. آتشفشانها فوران می کنند و جای قطبهای مغناطیسی شمال و جنوب عوض می شوند. در نتیجه این تغییرات زلزله ها ی بزرگ رخ می دهند و آب دریاها و اقیانوسها بالا می آیند.

طبق روایات کتاب مقدس مسیحیان و عهد عتیق 7200 سال پیش همزمان با برهه ای از تاریخ که احتمال می رود طوفان نوح در آن زمان رخ داده باشد تغییرات یکباره در سطح زمین و دما باعث می شود سیل و طوفانی عظیم رخ دهد که به عقیده بسیاری از باستان شناسان یکی از علل آن جدا شدن تکه یخی عظیم از قطب جنوب بوده که باعث جزر و مدی عظیم شده است.

حدود 3600 ساله پیش هم جرمی که به زمین نزدیک شد همراه بود با مهاجرت بنی اسراییل از مصر به فلسطین وباعث وجود برخی نابسامانی ها و تغییرات در زمین شده است برای مثال امکان دارد که دونیم شدن دریا برای گذشتن قوم موسی از آن اشاره کرد یا امکان دارد که این تاریخ هم دوره باشد با تاریخ پیامبران یا اقوامی که در قرآن عذاب دیده اند نظیر لوط، شعیب، ثمود ، عاد و غیره که دور از ذهن نمی باشد.



همانطور که می بینیم تغییرات آب و هوایی کره زمین درحال افزایش است ، از ابتدای سال جاری تا کنون زلزله های شدید زیادی رخ داده و آتشفشان ایسلند پس از دویست سال فوران نموده و انتظار فوران آتشفشانهای دیگر نظیر " کاتلا " در آیسلند و " یلوستون " در آمریکا توسط دانشمندان تایید شده و بسیاری از کارشناسان علت این وقایع را همزمانی نزدیک شدن UB 313 یا نیبیرو به زمین و دور شدن آن از پلوتو می دانند و بر اساس نمودارها و تصاویر موجود این اتفاق در سالهای 2012 تا2014 رخ می دهد. یعنی در این سالها تاثیر UB 313 به بیشترین حد خود می رسد و کمترین فاصله را با زمین خواهد داشت.

دانشمندان در این روزها پی برده اند که جرمی بر روی منظومه شمسی تاثیر گذشته است به طور مثال می توان به اخبار زیر اشاره کرد :

* قمر نپتون تریتون گرمتر شده است (بی بی سی ساینس 25 جولای 199)

* پلوتون گرمای بی سابقه ای را تجربه می کند (22اکتبر 2002 اخبار تکنولوزژی دانشگاه ماسا چوست)

* فعالیت آتشفشانی در قمر مشتری ای او (ایکاروس استرونومی نوامبر 2002)

* گرمای مریخ (ای بی سی دسامبر 2002)

* و همچنین گرمای زحل در سایت اینتر استار که توسط چند تن از دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا مورد بررسی قرار گرفت که کاملا گرما در جو زحل مشاهده می شد.

کسانیکه مدافع وجود UB 313 هستند همچنین معتقد به جعلی بودن گرم شدن زمین و اثر گاز دی اکسید کربن بر آب و هوا هستند و معتقدند گازهای گلخانه ای سبب گرم شدن زمین نمی شوند. آب شدن یخهای قطب به دلیل بالا رفتن دمای زمین نیست. سالها پیش گروهی از دانشمندان هواشناسی و زمین شناسی برخلاف توقع دولت آمریکا دست به آزمایشات و تحقیقاتی زدند و پرده از یک دروغ جهانی برداشتند. پدیده ای به نام گرم شدن زمین بر اثر گازهای گلخانه ای یک داستان تخیلی بیشتر نیست. نتایج این تحقیقات به همراه مدارک علمی توسط این افراد در این وب سایت قابل دسترسی است.

با دریافتن این حقیقت که چیزی به نام گاز گلخانه ای وجود ندارد و سبب نابودی زمین نیز نمی شود، یک سوال بزرگ شکل می گیرد و آن این است که چرا یخهای قطب در حال آب شدن هستند ؟ و چرا طوفانهای سهمگین و زلزله های شدید بیش از گذشته رخ می دهند؟ چرا فصلها جا به جا می شوند و چرا در تابستان برف می بارد و در زمستان هوا گرم و بهاری می شود؟







دانشمندان باستان در بیش از سه هزار سال پیش همین تغییرات را گزارش دادند و برای حفظ این اطلاعات آنها را بر سنگها و لوحه های پخته حک کردند. اگر چه بشر امروز استفاده چندانی از این داده های باستانی نمی برد چرا که تکنولوژی به اصطلاح جدید چشم و گوش او را کور کرده است. این اطلاعات تقریبا ً هر ۳۶۰۰ سال یکبار تکرار شده اند. اسناد به دست آمده از نزدیکی UB 313 به زمین از ده هزار و هشتصد سال پیش شروع شده اند. زمانیکه که احتمالا اولین بار زمینیان شاهد این ماجرا بوده اند و بعد از هر ۳۶۰۰ سال تکرار شده است. این حادثه فقط مربوط به بین النهرین نبوده و توسط ملل مختلف مانند مصر و مکزیک و چین ثبت شده است.

بسیاری از سایتهایی که به وجود UB 313 (نیبیرو) و نزدیک شدن و تاثیر مخرب آن بر روی کره زمین و پایان حیات بشر اعتقاد دارند ، مهمترین دلیل خود را وقوع حوادثی بزرگ در طی حیات انسان بر روی کره زمین و مخفی شدن تمدنهای پیشرفته گذشته و باقی ماندن آثار حیرت انگیز آنها مثل تمدن سومریان ، مصر باستان و مایاها و کشف اجزایی از قاره اتلانتیس در قعر اقیانوس اطلس و نشانه هایی از تمدن مو ( لموریا) در ژاپن و یا جزایر هاوایی ذکر می کنند و معتقدند که در دوره های متوالی حیات بر روی زمین ، تمدنهایی ایجاد و پیشرفت نموده که یکباره با حوادثی نظیر زلزله و سیل و غرق و شدن و یا آتشفشانهای عظیم و برخورد شهابسنگ های عظیم از بین رفته اند و آثار بجا مانده از سومریان و مایاها و نقاشی های مصر باستان حاکی از آن است که هر دوره های مختلف حیات بشر با نزدیک شدن ستاره ای بالدار که تصاویر رمزی آن در همه تمدنهای پیشین وجود دارد ، حوادثی عظیم روی داده و تقریبا موجب از بین رفتن نسل بشر شده و مجددا پس از آن بازماندگان آنها با انتشار بر روی زمین و یافتن مکانهای جدید برای زندگی ، دوره بعدی حیات را آغاز نموده اند . بسیاری از صفحات اینترنتی برای اثبات این نظریه به کتیبه های سومریان و تقویم پیشرفته مایاها که در سال 2012 پایان می باید استناد می کنند و معتقدند که در این سال حیات بشر بر روی زمین پایان می یابد و یا بسیاری از جمعیت کره زمین یا دو سوم آن و یا نود درصد جمعیت انسانها از بین خواهند رفت.

این اعتقادات از سویی با روایات عصر ظهور در اسلام ارتباط دارد و با حدیثی که در بخش نخست ذکر شد مبنی بر عبور دنباله داری از نزدیکی زمین که در زمانی موجب طوفان نوح شده و سپس در زمان حضرت ابراهیم نزول بلا و عذاب بر قوم لوط را داشته و سپس در زمان حضرت موسی و بنی اسرائیل موجب شکافته شدن دریا و غرق شدن فرعون شده و در زمان حضرت عیسی و شهادت حضرت یحیی اتفاق افتاده و عبور آن در آخرالزمان و نزدیکی ظهور قائم آل محمد نیز به عنوان عذابی برای کافران و بشارتی برای مومنان تاکید شده است.

همین ماجرا با جزئیات بیشتر در کتاب “ اژدها و افعی های پرنده “ Flying Serpents and Dragons اثر دکتر بولی نیز به زبان ساده تری توضیح داده شده است.

همچنان که به سال ۲۰۱۲ نزدیک می شویم UB 313 به ما نزدیک و نزدیکتر می شود. شاهدان ادعا می کنند که این شبها اگر آسمان صاف باشد حتی می توان این ستاره شوم و مسکن خدایان را با چشم غیر مسلح دید. طبق گزارشات زیر زمینی, ناسا سالهاست که این ستاره و سیارات اطراف آن را تحت نظر دارد و اخیرا چندین تصویر از ناسا توسط فرد یا افرادی ناشناس به اینترنت فرستاده شده است.

اما با نزدیک شدن UB 313 به زمین به زودی این جرم آسمانی در آسمان ما قابل رویت خواهد بود . برخی معتقدند تا پیش از رسیدن UB 313 به نزدیکی مدار زمین ، ناسا با یک تئوری جدید خبر از عبور یک ستاره دنباله دار و یا یک جرم آسمانی بزرگ را خواهد داد که احتمالا سنگی جدا شده از اقمار مشتری است!

دلیل سرپوش گذاری بر روی این مسئله به گمان عده ای از محققان جلوگیری از یک وحشت جهانی است و همچنین پنهان کردن تکنولوژی و علومی فوق پیشرفته دولتها برای سفر به سایر جهانها است.

شاید آنها می دانند این امر حتمی است و چاره ای از آن نیست و نمی توان جلوی نزدیک شدن این سیاره را گرفت و آنچه باید اتفاق بیفتد خواهد افتاد و خبر دادن آن بطور رسمی موجب مختل شدن زندگی عادی مردم می شود و نباید مردم را از آن آگاه کرد.


آمادگی جهانی برای وقایع سال 2012 :

در حالی که منابع رسمی در کشورهای غربی و آمریکا بسیاری از اطلاعات موجود در باره UB 313 (نیبیرو) را انکار می کنند و سعی می کنند به آن وجهه عادی بدهند ، با این حال بسیاری از این کشورها خود را برای وقایع سال 2012 آماده کرده اند و در بسیاری از کشورهای پناهگاههایی مجکم برای این منظور ساخته شده است. در اخبار آمده ، مسئولان يك شرکت در آمريكا قصد دارند پناهگاه تجاري زيرزميني براي افرادي بسازند که مي‌خواهند از وقايع فاجعه‌آميزي مانند برخورد يک سيارک به زمين و يا يک حمله هسته‌اي جان سالم به در ببرند.
زندگی دایره ایست که هربار دورش می زنم و به همان نقطه شروع می رسم...تنها تفاوتش این است که هر روز شعاعش بزرگتر می شود!

تهاجم فرهنگی

تعریف فرهنگ و تهاجم فرهنگی

برای فرهنگ تعریفهای زیادی گفته شده اما به طور خلاصه و خیلی ساده می‌توان گفت که فرهنگ مایه های فکری و ارزشی است که رفتارهای اختیاری و اجتماعی انسان، تحت تاثیر آنها قرار می‌گیرد و شامل شناختها و باورهای انسان، ارزشها و گرایشها و رفتارها و کردارها می‌باشد بر این اساس تهاجم فرهنگی عبارت خواهد بود از هر گونه حرکتی از دشمن که در صدد تغییر یا تحریف ارزشها و رفتار و کردارهای انسانی و ملتی می‌باشد. به عبارت دیگر تهاجم فرهنگی یعنی اینکه ملتی، بخواهد فرهنگ رایج و غالب یک ملتی را از دستش گرفته و فرهنگ خود را به آنها تحمیل کند تا ملت مورد تهاجم گرفته تحت سلطه این ملت در آمده تا از این وسیله به این ملت تسلط یافته و ضربان اقتصادی و سیاسی و نظامی آن را در دست خود بگیرند، و برای اینکار آسانترین راه کم و هزینه ترین راهها، همان تغییر فکر و خط مشی ملتی است اینکه فرهنگ شما، فرهنگ خوبی نیست اینگونه فکر کرده‌اید که به اینجا رسیده‌اید، شما متحجرید، و انواع شعارهای به ظاهر زیبا، همچنانکه یکی از ماموران سیا نیز در گزارشهایش نوشته که اتحاد جماهیر شوروی به این دلیل شکست خورد که متوجه نشد که اگر چهارچوب فکریش را عوض کند، خود به خود همه چیز اعم از نظامات سیاسی و اقتصادی نیز عوض خواهد شد. بر این اساس همیشه، قبل از تهاجمات نظامی، تهاجمات فرهنگی صورت می‌گیرد.

هدف از تهاجمات فرهنگی

تهاجم فرهنگی دو هدف در ضد هم می‌تواند داشته باشد، یعنی زمانی تهاجم فرهنگی به علیه یک ملتی به خاطر این است که آنها فرهنگ متعالی ندارند و از نظر فرهنگی و علمی و اجتماعی در انحطاط به سر می‌برند در چنینی شرایطی اگر یک فرهنگی علیه چنین فرهنگی، قیام کند، چنینی تهاجمی خوب است؛ به عنوان مثال اگر فرهنگی آمد و فرهنگ مصرف گرایانه یک ملت را که به تولید ارزش چندانی نمی‌دهند را تغییر داد و فرهنگ آنها را به فرهنگ تولیدی تبدیل کرد، چنین تهاجم فرهنگی نه تنها بد نیست بلکه واجب نیز می باشد.
اما در مقابل، تهاجم فرهنگی یک هدفی نیز دارد و آن اینکه باورهای صحیح را از مردم بگیرند و در مقابل باورهای دروغین و ارزشهای غلط را به آنها تلقین دهند، که چنین تهاجمی بد می‌باشد و باید در مقابلش ایستاد، امروزه یکی از اهداف تهاجمات فرهنگی، تامین منافع اقتصادی کشور حمله کننده می‌باشد بویژه در ملتهایی که مادیگرا بوده و چیزی غیر از مادیات را قبول ندارند، این دسته از افراد، از فرهنگ به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدفهای اقتصادی خود بهره می‌برند، چرا که برای چنین افرادی ارضای شهوات و مال اندوزی و ثروت، فقط مطرح بوده و چنین دیگری مطرح نیست و چون به این نتیجه رسیده‌اند که با اسلحه فرهنگ به دلخواه خود می‌رسند بر این اساس، از تهاجم فرهنگی استفاده می‌کنند. یعنی برای چنین افرادی مطرح نیست که کشور مورد حمله شونده آیا دارای فرهنگ صحیح است یا غلط و اصلا در فکر اصلاح آن فرهنگ نمی‌باشند بلکه به عنوان وسیله‌ای استفاده می‌کنند تا جائیکه اگر دیدند این ابزار قدیمی شده، آنرا رها کرده و دست به دامان ابزارهای دیگری می‌شوند.

اولین و آخرین قدم تهاجم فرهنگی

براساس تعریف فرهنگ که گفتیم که همان مایه‌های فکری یک ملتهای می‌باشد، اولین قدم در تهاجم فرهنگی تغییر اساس و پشتوانه فکری و ارزش یک ملت می‌باشد چون هر ملتی بر اساس نوع فکر و اندیشه‌اش، اقدام به کاری می‌کند چون اگر در ملتی روحیه صرفه جوئی هست، الگو در ملتی روحیه تولیدی است، اگر در ملتی غیرت، تعصبات صحیح، جوانمردی، احترام به بزرگان، حقوق دیگران مطرح است به این دلیل است که پشتوانه فکری آنها است بر این اساس برای اینکه برای چنین ملتی تسلط یابند باید این باورها و مایه‌های فکری عملی آنها را بگیرند به جای روحیه صرفه جوئی، رویحه چشم و هم چشمی و مد را بدهند، به جای غیرت و تعصب در ملتی روحیه بی بندوباری و فحشا را تزریق کنند و چنین تبلیغ کنند که اینها مظاهر فرهنگی است و هر کس خودش را مطابق این کارها نکند یا بر علیه آنها قدم بردارد افرادی متجر و بی عقل می‌باشند و ... که اگر دشمن به چنین کاری پیروز شد، آغازگر بدبختی این ملت خواهد گردید.

نمونه تهاجم فرهنگی

پس مهمترین کار دشمن در تهاجم فرهنگی گرفتن روحیّه خود باوری و ایمان از یک ملتی می‌باشد، در این زمینه بد نیست سخن یکی از معاونان سابق سیا را از نظر بگذارانیم ایشان می‌گوید: بعد از مدتها تحقیقی به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تاثیر گذار بوده، ما هم چنین به این نتیجه رسیدیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند ... به همین منظور چهل میلیون بودجه برای آن اختصاص دادیم ... و تا سال 1389 مرجعیت را که سد اصلی اهداف ما می‌باشند تضعیف کرده و آنان را بدست خود شیعیان و دیگر مذاهب نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم.

جمع بندی

پس با توجه به مطالب گفته شده، از میان انواع تهاجمات؛ تهاجمات فرهنگی با نظر بر اینکه اساس رفتار و اندیشه هر ملتی را هدف قرار داده خطرناکتر بوده زیرا ملتی که از نظر فرهنگی، جیره خوار ملتی دیگر باشد صد در صد از نظر نظامی، سیاسی، اقتصادی نیز جیره خوار همان ملت خواهد شد، پس مهمترین وظیفه ما شناخت فرهنگ مذهبی ، ملی، منطقه‌مان می‌باشد تا با مظاهر تهاجم فرهنگی دشمن آشنا گردیم و به حراست از فرهنگ خودمان بپردازیم که در این صورت اگر کار از کار بگذرد و ما دیر متوجه باشیم، نوشداروی روی بعد از مرگ سهراب خواهد شده و بیش از حسرت خوردن نخواهد داشت.

  1. محمد تقی مصباح یزدی، تهاجم فرهنگی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ سوم.
  2. پژوهشکده تحقیقات اسلامی، علوم و معارف قرآن، پاییز 1381.


 

تهاجم فرهنگی یعنی این دیگه

خودتون ببینید :

 

  

 

واااااااااااااااااااااااااااااااای نگاه قیافه!!!!!!!!!!!!

......

..

 

حالا  یکی به من بگه این مدل یعنی چی؟؟

بی فرهنگ

چیو میخوای ثابت کنی؟

ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

یه سوال؟

این که عکس  پسره یا دختر ؟

 خدایا یه عقلی به اینا بده و یه پولی به من

اینارو میزارم تا همه ببینن

گرچه میدونم در روز با تعداد زیادی از اینا مواجه میشید

خب

....

 

این یکی ابزار تهاجم فرهنگی هست

 


600 كشته در طرابلس درپي جنگ داخلي و حمله نيروهاي غربي

واقعا که!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

منابع پزشكي گزارش دادند؛
600 كشته در طرابلس درپي جنگ داخلي و حمله نيروهاي غربي

خبرگزاري فارس: منابع پزشكي از ليبي گزارش دادند كه در درگيري‏هاي هفته‏هاي اخير در طرابلس بيش از 600 تن كشته شده‌اند.


به گزارش مانيتورينگ فارس به نقل از شبكه الجزيره، منابع پزشكي اعلام كردند كه در طي درگيري هاي چند هفته اخير در شهر طرابلس پايتخت ليبي 600 نفر كشته شده و بيش از 3000 تن نيز زخمي شده‌اند.

بنا بر گزارش‌هاي سازمان‌هاي حقوقي از ليبي، بيش از 8000 هزار نفر در پايتخت زنداني اند و سازمان هاي حقوق بشر از اوضاع در ليبي ابراز نگراني كرده اند.

شبكه الجزيره از ليبي گزارش داد كه نيروهاي ناتو همچنان به بمباران مناطق مختلف در ليبي ادامه مي دهند و با هواپيماهاي AC-10 و AC-130 تاسيسات زيربنايي اين كشور را منهدم كرده اند.

همچنين الجزيره در ادامه گزارش خود تاكيد كرد كه ارتش آمريكا عمليات هوايي را در ليبي متوقف كرده است ولي نيروهاي آمريكايي همچنان در مديترانه حضور گسترده اي دارند.

افشاگری سایت کروبی:هزینه تبلیغاتی میرحسین از رشوه گیری هاشمی

افشاگری سایت کروبی:هزینه تبلیغاتی میرحسین از رشوه گیری هاشمی

بنا به اخبار موثق منتشر شده در سایت کروبی مهدی هاشمی در پرونده توتال نیز بیش از 15 میلیون دلار رشوه دریافت کرده است که بخش اندکی از این دریافتی ها خرج شال ها و مچ بندهای سبز به عنوان نماد ستاد میرحسین موسوی شده است.

سایت انتخاباتی مهدی کروبی عنوان کرد که منبع مالی تامین اقلام انتخاباتی و بخشی از هزینه های ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی خامنه از محل دریافت رشوه 15 میلیون دلاری مهدی هاشمی فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی از شرکت استات اویل تامین می شود.

به نقل از سایت کروبی، مهدی هاشمی که هم اکنون از حامیان و اسپانسرهای مالی ستاد میرحسین موسوی به شمار می رود با راه اندازی و حمایت از چندین سایت زنجیره ای و خبری از جمله جمهوریت سعی در انحراف افکار عمومی و وارد کردن خدشه به چهره اصلاحات را دارد. این سایت در روزهای اخیر همواره با نشر اخبار دروغین و تحریف مواضع اصلاح طلبان عملگرا و هزینه داده، سعی در اختلاف اندازی در جریان اصلاحات و شیطنت را داشته است.

گفتنی است بنا به اخبار موثق منتشر شده مهدی هاشمی در پرونده توتال نیز بیش از 15 میلیون دلار رشوه دریافت کرده است که بخش اندکی از این دریافتی ها خرج شال ها و مچ بندهای سبز به عنوان نماد ستاد میرحسین موسوی شده است.

تربیون در صورت صلاح دید پرونده‌های دیگری از گردانندگان سایت جمهوریت و پرونده های دیگر را برای تنویر افکار عمومی و آشکار کردن اهداف و نیات گردانندگان آن منتشر خواهد کرد

استقبال مردمي از كروبي در نقاط مختلف كشور + عكس و فيلم

 
كروبي در نمايشگاه مطبوعات

حوالی عصر روز جمعه اول آبان ماه حضور کروبی و همراهان وي در نمایشگاه مطبوعات موجب شد تا نظم عادی نمایشگاه دقایقی مختل شود و حاشیه های جالبی را بوجود آورد.
همراهان کروبی که در حدود 50 نفر بودند شعارهایی نظیر مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر روسیه، یا حسین میرحسین سر دادند که این مساله باعث حضور تعداد زیادی از مردم در اطراف آنها شد.

از سوی دیگر جمعی از مخالفان کروبی با حلقه زدن دور وی با سردادن شعارهایی چون مرگ بر منافق، منافق برو بیرون و دروغگو برو گمشو و مرگ بر ضد ولایت فقیه به استقبال وی رفتند. تعداد این جمعیت هر لحظه افزون شده به طوری که موضوع دیدار کاملا منتفی و تمام همراهان و محافظان کروبی تلاششان برای محافظت از وی و بیرون بردن از محوطه نمایشگاه متمرکز شد و در نهایت سیل جمعیت و ناتوانی اطرافیان کروبی در کنترل جمعیت مخالفان وی باعث گردید محافظان کروبی باشلیک تیر هوایی و پرتاب گاز اشک اور داخل جمعیت معترض وی را از صحنه خارج و با سوار کردن بر خودرو از محوطه مصلی بیرون ببرند.

پس از خروج کروبی و همراهان وی، سالن اصلی نمایشگاه شاهد صف آرایی دو گروه از طرفداران جریان سبز و حامیان انقلاب بود که پس از دقایقی شعار و برخی برخوردهای جزیی جمعیت متفرق شده و نمایشگاه روال عادی خود را از سر گرفت.

گفتنی است در اثر ازدحام جمعیت و اقدام انقلابي مردم (اقدامي منطبق بر منتظر الزيدي!)، کروبی با وضعیت آشفته و مضحكي صحنه نمایشگاه را ترک کرد. تصاوير و فيلم هاي فرار كروبي از نمايشگاه در ذيل آمده است :
 
 
فیلم تا فردا اضافه خواهد شد
 
كروبي در قزوين
مهدی كروبی ساعاتی پس از ورود به قزوین با اعتراض شدید مردم این شهر مواجه شده بود، با كمك نیروهای ضد شورش توانست از محاصره مردم خشمگین قزوین كه قصد برخورد جدی با او را داشتند، فرار كند.
عصر روز 17 دي ماه كروبی و منتجب نیا راهی شهر قزوين شدند. انتشار خبر سفر كروبی به قزوین با واكنش شدید مردم و اجتماع گسترده اقشار مختلف این شهر روبرو شد. مردم قزوین كه نزدیك غروب از سفر كروبی به این شهر مطلع شده بودند، خود را به سرعت به محل اسكان كروبی رساندند و با شعارهای خود اعتراضشان را اعلام كردند.
نیروهای انتظامی و نیروهای ضد شورش و سپاه پاسداران از همان دقایق اولیه برای حفاظت از كروبی در محل حاضر شدند كه درگیری هایی نیز بین مردم و نیروی انتظامی صورت گرفت. جمعیت چند هزار نفره ای كه در اطراف محل اسكان كروبی(خانه یكی از نزدیكان ناصر قوامی نماینده اصلاح طلب مجلس ششم) جمع شده بودند، شعار می دادند: "شهر شهید رجایی جای منافقین نیست"، "كروبی بی سواد، آلت دست موساد"، "كروبی چادرت رو سرت كن، از شهر ما فرار كن!"،"بي غيرت بيا بيرون،چادر سر كن بيا بيرون"،"مرگ بر موسوی"، "مرگ بر كروبی"، "مرگ بر خاتمی"،"ميرحسين دشمن آقام حسين"،"عزا عزاست امروز،روز عزاست امروز،كروبي بي غيرت تو شهر ماست امروز"،"كروبي بي غيرت،خجالت خجالت" و...
با زیاد شدن جمعیت خشمگین، پلیس و سپاه پاسداران ناگزیر درصدد خارج كردن كروبی از محل برآمدند. نیروهای یگان ویژه و سپاه پاسداران بارها تلاش كردند تا مسیر خروج كروبی را باز كنند كه چندین بار با شكست مواجه شدند. در نهایت با كنار زدن مردم راه را برای خروج ماشین حامل كروبی باز شد و خودروی سیاه رنگ حامل كروبی در میان سیل پرتاب تخم مرغ، گوجه فرنگی و سنگ با سرعت از میان جمعیت گریخت.

تجمع مردم از حدود ساعت 8 شروع شد و تا نیمه شب ادامه یافت. كروبی حدود ساعت 30/10 بود كه مجبور به فرار شد.
پیرمردی با چند شانه تخم مرغ در میان جمعیت حاضر شده بود و ضمن توزیع تخم مرغ ها می گفت كه این كار را برای امام حسین انجام می دهد.
در جریان خروج خودروی حامل كروبی از خانه، در اثر اصابت اشیاء مختلف خودرو آسیب دید.
بعد از گریختن كروبی، مردم خشمگین سینه زنان و با فریاد "مرگ بر منافق"، "این همه لشگر آمده، به عشق رهبر آمده" و خواندن شعر كجایید ای شهیدان خدایی به سمت خانه سید ناصر قوامی نماینده دور ششم،كه در فاصله كمی از محل اسكان كروبی قرار داشت حركت كردند و در آنجا بار دیگر نسبت به سفر كروبی به شهر شهید رجایی اعتراض خود را اعلام كردند.
بعد از گریختن كروبی، مردم خشمگین سینه زنان و با فریاد شعارهای "مرگ بر ضد ولایت فقیه"، "لعن علی عدوك یا حسین ، خاتمی و كروبی و میرحسین"، "منافق برو گم شو"، "احمق تر از كروبی عالم به خود ندیده"، "مرگ بر قوامی" و "كروبی حیا كن شهر ما را رها كن" بارها و بارها در فلكه جانبازان و اطراف محل اسكان كروبی تنین افكند.
گزارش تصويري و فيلم هايي از اين واقعه در ذيل آمده است :
 
 
كروبي درب منزلش در تهران
جمعي از دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران به همراه خانواده معظم شهدا، جانبازان و ايثارگران عصر روز يكشنبه مورخ 23 اسفند 88 مقابل منزل مهدي كروبي تجمع كردند.
تجمع‌كنندگان شعارهايي همچون "الله اكبر،‌ خامنه‌اي رهبر "، " مرگ بر منافق "،‌ "خامنه‌اي كوثر است، دشمن او ابتر است "، "لعن علي عدوك ياحسين "، "خواص بي‌بصيرت، خوارج زمانند " و ... سر ‌دادند.
اين تجمع‌كنندگان همچنين با در دست داشتن نوشته‌هايي با مضمون "كروبي، BBC پيوندتان مبارك "، " كروبي VOA پيوندتان مبارك "، "دستگاه قضايي خلع لباسش كنيد " و... اعتراض خود را نسبت به عملكرد مهدي كروبي در حوادث پس از انتخابات نشان دادند.
اين تجمع كه از سوي ستاد مردمي پيگيري مجازات سران فتنه برگزار شده بود، دبير سياسي اين ستاد در جمع تجمع‌كنندگان حاضر شده و سخناني را پيرامون عملكرد مهدي كروبي، ميرحسين موسوي و سيدمحمد خاتمي در روزهاي پس از انتخابات و ايام قبل از آن بيان كرد.
دانشجويان،خانواده معظم شهدا و مردمي كه عصر روز 23 اسفند ماه 88 مقابل منزل مهدي كروبي اجتماع كردند در پايان تجمع خود بيانيه‌اي 8 ماده اي قرائت كردند .
تصاوير اين تجمع خودجوش در لينك ذيل آمده است :
 
 

مهدی یعنی

مهدي يعني زاده‌ي شهر ولا
مهدي يعني گلرخي از سامرا
مهدي يعني دلبري از جنسِ نور
يكّه تازِ عرصه‌ي وقتِ ظهور
مهدي يعني دلستانِ عاشقان
دلبر شيرين بيانِ عاشقان
مهدي يعني سينه‌اي پر ماجرا
گشته بر عشقش دلِ دل مبتلا
مهدي يعني هست و بود خستگان
مرز ايمان، حضرت صاحب زمان
مهدي يعني چشم ما و انتظار
عقده‌هاي ديدن و صبر و قرار
مهدي يعني مردي از رنگِ خدا
آن كه عالم را دهد روزي ندا
مهدي يعني دشمنان را التهاب
عشق زهرا و عزيز بوتراب
مهدي يعني پاره‌ي قلبِ بتول
نامِ او همنام با نامِ رسول
مهدي يعني هم محمّد هم علي
حجت الله است بعدِ عسگري
مهدي يعني لاله‌ي نرگس نشان
مي‌رود دل سوي او دامن كشان
مهدي يعني دلرباي ما همه
آن كه گيرد انتقامِ فاطمه
مهدي يعني ناله‌ي هر شام و روز
جمعه شبها و بقيه و اشك و سوز
مهدي يعني روشني در شامِ تار
شيعه و وقتِ ظهورش، افتخار
 

آیاتی از قرآن که به فتنه فتنه گران در هر زمانی اشاره دارد

آیاتی از قرآن که به فتنه فتنه گران در هر زمانی اشاره دارد

51 . يَا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوْا لاتَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى اَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ اَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَاِنَّهُ مِنْهُمْ اِنَّ اللَّهَ لا يَهْدىِ الْقَوْمَ الظّالِمينَ.

52 . فَتَرَى الَّذينَ فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى اَنْ تُصيبَنَا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ اَنْ يَاْتِىَ بِالْفَتْحِ اَوْ اَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا اَسَرُّوا فى اَنْفُسِهِمْ نادِمينَ.

53 . وَ يَقُولُ الَّذينَ آمَنُوا اَهؤُلاءِ الَّذينَ اَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ اَيْمانِهِمْ اِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ فَاصْبَحُوا خاسِرينَ.

54 . يَا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يِاْتِى اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ اَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ اَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يَجاهِدُونَ فى سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ.

55 . اِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوْا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَ يُؤْتُوْنَ الزَّكوةَ وَ هُمْ راكِعُونَ.

56 . وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهَ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَاِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ.

ترجمه

51 - اى كسانى كه ايمان آورده ايد! يهوديان و مسيحيان را [كه در انديشه دشمنى با شما و دين و آيين شما هستند] به دوستى [و همراهى ]برنگيريد، آنان دوستان يكديگرند؛ و هر كس از شما [توحيدگرايان ]آنان را [به دوستى برگيرد و ]دوست بدارد از آنان خواهد بود. بى ترديد خدا گروه بيدادگران را راه نمى نمايد.

52 - از اين رو مى بينى كسانى كه در دل هايشان بيمارى [شرك و خودپرستى و خود كامگى ]است، در دوستى با [آنان ] شتاب مى ورزند، [و ]مى گويند: مى ترسيم [در صورت گسستن رابطه دوستانه با آنان ]رويدادى [ناگوار] براى ما رخ دهد [و به يارى آنان نياز داشته باشيم ]. امّا اميد است كه خدا براى شما پيروزى يا [براى دشمنانتان ]حادثه اى از جانب خود پيش آورد [تا] آن گاه [منافقان ] از آنچه در دل نهان داشته اند پشيمان گردند.

53 - و كسانى كه ايمان آورده اند، [با ديدن ندامت و رسوايى نفاق پيشگان، شگفت زده ] مى گويند: آيا اينان همان كسانى هستند كه با سخت ترين سوگندهاى خويش، به خدا سوگند ياد كردند كه با شما خواهند بود؟! اينك كردارشان تباه گرديد و زيانكار شدند.

54 - اى كسانى كه ايمان آورده ايد! هر كس از شما از دين [و آيين ]خويش برگردد [به خدا زيانى نمى رساند، چرا كه ] به زودى خدا گروهى را خواهد آورد كه آنان را دوست مى دارد و آنان [نيز] او را دوست مى دارند، با [مردم ] با ايمان فروتن [و خاكسار] هستند، و بر كفرگرايان [پرصلابت و] سرفراز؛ در راه خدا جهاد مى كنند و از سرزنش هيچ سرزنشگرى نمى هراسند. اين [برترى و ]فزون بخشى خداست. آن را به هر كس بخواهد [و او را شايسته بداند] ارزانى مى دارد و خدا گشايشمند و داناست.

(36) 55 - سرپرست [و سررشته دار امور و شئون ] شما، تنها خدا و پيامبر اوست و [نيز ]كسانى كه ايمان آورده اند: همانان كه نماز را [آن گونه كه شايسته و بايسته است ]برپا مى دارند و در حال ركوع، زكات [و حقوق مالى خويش را ]مى پردازند.

56 - و هر كس خدا و پيام آورش و كسانى را كه ايمان آورده اند به سرپرستى خويش برگزيند، [او از حزب راستين خداست و] به يقين حزب [واقعى ] خدا همان پيروزمندانند.

حجاب در مشرق و مغرب

http://files.tabnak.com/pics/201101/201101141341502666.jpg

انتشار خبر بازداشت موسوی و کروبی

انتشار خبر بازداشت موسوی و کروبی

به گزارش شبکه خبری دزفول،سایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی در مطلبی شتابزده اعلام نمود که،میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به همراه همسران خود زهرا رهنورد و فاطمه کروبی دستگیر شده و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده اند.
این سایت، بازداشت این چهار نفر و انتقال آنها به زندان قطعی دانست، اما زمان دقیق انتقالشان به زندان مشخص نیست.
با این حال خبرگزاری فارس خبر بازداشت این دو تن را فاقد صحت دانست و از قول یک مقام قضایی نوشت :یک مقام قضایی خبر بازداشت سران فتنه ، موسوی و کروبی را تکذیب کرد. این مقام قضایی در گفت‌و‌گو با فارس، ضمن تکذیب خبر بازداشت موسوی و کروبی ، اعلام کرد: این دو در حال حاضر در منازل خود به سر می‌برند و تنها محدودیت‌هایی در تماس‌های آنان با عناصر مشکوک اعمال شده است.
برخی از رسانه‌های بیگانه و در خدمت ضدانقلاب، همچون بی‌بی‌سی و صدای آمریکا با انتشار خبر دروغین بازداشت سران فتنه درصدد فضا‌سازی و شیطنت برای دستیابی به اهداف خویش هستند.

سردادن شعار هنگام سخنرانی سیدحسن خمینی در حرم امام خمینی(ره)+فیلم

به گزارش شبکه خبری دزفول به نقل از خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، پیش از آغاز خطبه‌های نماز جمعه امروز تهران  سید‌حسن خمینی در جایگاه سخنرانی حاضر شد تا برای مردم سخنرانی کند.
در ابتدای سخنرانی سیدحسن خمینی مردم شعارهایی ازجمله «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «مرگ بر موسوی»، «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده»، «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست»، «ما اهل کوفه نیستیم، علی(ع) تنها بماند، نواده روح الله سید حسن نصرالله، ای یادگار امام رهبر ما خامنه ای والسلام، بصیرت حاج احمد هدیه به بستگانش… و شعارهایی نیز علیه سران فتنه و در حمایت از رهبر فرزانه انقلاب سر دادند.
سیدحسن خمینی در مواجهه با جمعیت کم‌نظیر مردم که شعار “ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند ” سرمی‌دادند ‌تأکید کرد: قطعاً همینطور است.
مردم همچنان خطاب به سید حسن خمینی شعارهای “بصیرت، بصیرت ” سردادند و این درحالی بود که شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هنگام سردادن شعارها، صدای مراسم را قطع و وصل می‌کرد.
سیدحسن خمینی که به دلیل شعارهای گسترده مردم نمی‌توانست آنگونه که می‌خواهد سخنرانی کند، گفت: اگر دوستان بنای شعار دارند، بهتر است اجازه دهند من چند دقیقه‌ای صحبت کنم، وقتی که رهبری معظم انقلاب تشریف آوردند و در جایگاه قرار گرفتند، طبیعتاً نسبت به آن بزگوار ابراز احساسات می‌کنند.
شدت شعارهای مردم به حدی بود که سید حسن خمینی نتواند به سخنان خود ادامه دهد.
وی در ادامه و در حالی که مردم هنوز شعار می‌دادند، با بیان اینکه روز گذشته روز ولادت حضرت زهرا(س) بود و امروز نیز روز رحلت امام عظیم‌الشأن انقلاب است، به تقارن ولادت حضرت زهرا(س) و میلاد امام راحل ‌اشاره کرد.
سیدحسن خمینی تقارن این روز را به نوعی مبین یک ویژگی بزرگ دانست و افزود: امام بزرگوار در دیروز یعنی روز ولادت زهرای اطهر به دنیا آمد و در ۱۴ خرداد از میان ما رفتند.
وی این تقارن را زمینه سخن خود قرار داد و با اشاره به ویژگی‌های سال‌ها و دهه‌های پایانی قرن گذشته یادآور شد: امام خمینی(ره) در آن ویژگی‌ها و شرایط رشد و نمو کرد و با زندگی و رشد در آن فضا و جامعه توانست به موقعیت ممتازی که می‌بینیم و می‌شناسیم و امروز در جامعه با آن مواجهیم، برسد که آن شرایط بسیار ممتاز و متفاوتی است.
سید‌حسن خمینی که به دلیل شعارهای گسترده مردم علیه فتنه‌گران و اعتراض به سکوت وی در برابر اقدامات فتنه‌گران علیه آرمان‌های امام خمینی(ره) اعم از ولایت فقیه و قدس و … نمی‌توانست به سخنرانی خود ادامه دهد، با ناراحتی خطاب به مردم گفت که هنوز ۲۰ سال از رحلت امام(ره) نگذشته است.
وی برای آرام کردن مردم و جلوگیری از شعار دادن آنها، سه بار خواستار ذکر صلوات از سوی حاضرین در مراسم شد ولی مردم از سر دادن شعار علیه سران فتنه دست بردار نبودند.سید حسن خمینی در ادامه گفت که انشاالله عزاداری مقبول باشد.
سیدحسن خمینی در حالی‌که همه مردم یک صدا و یکپارچه در داخل و بیرون حرم علیه فتنه‌گران شعار می‌دادند، گفت: مردم از گروه اندکی که شلوغ می‌کنند، بیزارند و مردمی ‌که بیرون صحن حضور دارند، علاقمند به امام خمینی(ره) هستند.
وی سپس افزود: اجازه بدهید چند دقیقه صحبت کنم، چراکه شأن مراسم سالگرد امام(ره) چنین نیست که برخی اندک این‌چنین انجام می‌دهند.
سیدحسن خمینی ‌بارها در میان شعارهای حاضرین خواستار قطع شعارهای مردمی و ادامه سخنرانی خود شد که مردم حاضر در مراسم به دلیل سکوت وی در فتنه‌های اخیر در برابر اقدامات فتنه‌گران در مقابله با آرمان‌های امام(ره)، شعارهای خود را ادامه دادند.
وی که در مواجهه با این شعارها ‌نتوانست سخنرانی خود را آنگونه که می‌خواهد به پایان برساند، گفت: من معذرت می‌خواهم و از خدا می‌خواهم ما را با امام راحل محشور کند.
سیدحسن خمینی که چندبار سعی کرد مانع شعار دادن مردم علیه فتنه‌گران شود اما موفق به این کار نشد با بیان اینکه مانعی ندارد و انشاالله خداوند همه ما را غریق رحمت و لطف خود کند، خواستار قرائت فاتحه‌ای برای شادی روح امام(ره)، فرزندان ایشان و شهدا شد و سپس سخنرانی خود را نیمه تمام به پایان رساند.
به گزارش فارس،‌ مجری برنامه پس از پایان یافتن سخنان سید حسن خمینی، خطاب به حاضرین در مراسم گفت با یک صلوات سکوت کنید، چرا که رهبر معظم انقلاب برای سخنرانی تا لحظاتی دیگر وارد جایگاه خواهند شد که این سخن مجری موجب شد مردم با ذکر یک صلوات، به طور کامل سکوت کرده و آماده ورود رهبر انقلاب شوند.
مردم با ورود رهبر انقلاب، پس از دقایقی سر دادن شعار در حمایت از ایشان، به طور کامل سکوت کردند و مشغول گوش فرادادن به خطبه‌های مقام معظم رهبری در این مراسم کم‌نظیر شدند.


برای دانلود فیلم کلیک کنید

 

مهدی بیا

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

چه خوش صید   دلم  کردی بنازم   چشم  مستت  را              

               که کس مرغان وحشی را از این خوش تر نمی گیرد

 

اقا جان

 

تو  را  از  خود ت  خواستن  شیرینی  مناجات من است.

 

  

 

خسته ازاین هیاهوها به کدامین جمعه پناه ببریم!

 

 

ا ی  مصلح   عالم   تو  بیا   دفع    بلا   کن                                     

 

                                                    درد   ضعفا را    تو    مداوا   و  دوا    کن                        

 

 

       چون   کافر  بد  کیش  مسلط   به   جها ن  است                                                                                    

 

                                            نسل   بشری را   تو از این  فتنه   رها    کن                      

  

ا ی  مهدی   موعود    تویی    مصلح    عالم                                     

 

                        یک   گوشه ی  چشمی  ز  صفا بر  ضعفا  کن

 

 

برگرفته  از مجله  خورشید مکه!!

چهل حدیث بسیار زیبا در مورد حجاب زن و مرد

1-  امام على علیه السّلام فرموده اند : پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایى اوست . غرر الحکم(5820)


2- امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد.       ( المستدرک، ج5)


3-  امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند


برای مشاهده کامل احادیث به ادامه مطلب بروید .......
ادامه نوشته

بسيجي بمانيم

بسيجي بمانيم

 

 

گر به اقليم عشق روي  آري            همه  آفاق  گلستان  بيني

هرچه داري اگر به عشق دهي          کافرم گر جوي زيان بيني

باز ايام عشق ورزيدن رسيد به شرط آنکه هنر عشق ورزيدن را بدانيم. هفته‌ي بسيج، آن يادگار روزهاي خوش انقلاب، جبهه و جنگ فرا رسيد. و ما را به اقليم عشق دعوت مي‌کند. اين روزها خيلي به ياد شهيد عزيز حاج مهدي باکري مي‌افتيم. او که در وصيت‌نامه‌اش ‌گفت: آگاه باشيم که صدق نيت و خلوص در عمل، تنها چاره‌ساز ماست.

براستي شايد دليل اين همه مشکلات و سردرگمي‌ها، حرکت در دايره‌ي بسته‌ي گرفتاري‌هاي مختلف، عدم تأثير نصيحت‌ها و موعظه‌ها، دور شدن نسل نوجوان و جوان از انقلاب اسلامي و آرمان‌هايش، عمل نکردن به وصيت امام شهدا و شهداي جاودان باشد. اگر کمي با خود خلوت کنيم، اعمال و نيات خودمان را مرور کنيم مي‌فهميم که چقدر با نيت صادق کارهايمان را شروع مي‌کنيم و اعمالمان را با اخلاص انجام مي‌دهيم!

براستي کجايند مردان بي ادعا!       

چند سال پيش وقتي کاروان شهدا از شهرمان مي‌گذشت هنگامي‌که نزديک تريلرهاي حامل نمادهاي شهدا شدم پارچه‌نوشته‌اي توجهم را جلب کرد. نوشته بود: پيام شهدا: بعد از ما چه کرديد؟!  

آري شهدا رفتند ما چه کرديم؟ شهادت براي آنان بهترين ابزار عشق‌ورزيدن بود و پرپر شدن، آغاز عشق‌ورزي آنان. يادمان نرود ما مديون شهدا هستيم. شهدا براي وظيفه رفتند نه نتيجه ولي ما براي نتيجه مي‌رويم نه وظيفه.

امروز، رسالت ما چيست؟ آيا، بسيجي بودن ديروزکافيست؟ پس: بسيجي ماندن امروز، چه معنايي دارد؟ آيا بين، «بسيجي بودن» تا «بسيجي ماندن» وجه تمايزي است. نمي‌توان براي بسيجي بودن در قاب حسرت سخن گفت و يادگار ماندگار را فقط ميراث فرهنگي لقب داد. يکي نيست بگويد آيا بايد صرفاً به بسيج بعنوان ميراث فرهنگي نگاه کرد؟ معمولا آنچه را که ميراث مي‌خوانند در جاهاي امن که دست کسي به آن‌ها نرسد جاي مي‌دهند آيا نگاه و عمل ما به ميراث فرهنگي بسيج بايد اين‌گونه باشد؟ يا بايد با حضور فعال در اين دنياي پر از جلوه‌هاي شيطاني و فريبنده، بسيجي ماندن را با عمل زينت دهيم؟

اگر براي بسيجي بودن در گذشته بايد به رسالت خويش عمل مي‌کرديم، تکليف را بر نتيجه برتري مي‌داديم، به نداي امام (ره) و مقام معظم رهبري لبيک مي‌گفتيم، به جبهه‌هاي نبرد مي‌رفتيم که اين‌ها همه خود ماجرايي دارد!

اما براي بسيجي ماندن بايد:

از خدا پروا کنيم.

به دستورات او پاي‌بند باشيم.

دلمان را با نصيحت زنده گردانيم.

با ياد مرگ، هواي طغيان و عصيان نفس را گرفته و خوارش گردانيم.

نفس‌مان را از حمله و غلبه‌ي روزگار و زشتي گردش شب‌ها و روزهاي کج‌مدار، برحذر داريم.

  اخبار و احوال گذشتگان را برايش ترسيم کنيم.جايگاه ابدي‌مان را سامان بخشيم.

آخرت‌مان را به دنيا نفروشيم.

در آنچه نمي‌دانيم دخالت نکنيم.

سخني را که وظيفه نداريم نگوييم.

و به راهي که بيم گمراهي مي‌رود، قدم نگذاريم ... (اين‌ها وصاياي حضرت امير (ع) به امام حسن (ع) بعد از جنگ صفين است). 

تفکر بسيج را استمرار دهيم، در تمام صحنه‌هاي علمي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي حضوري فعال و پر ثمر داشته باشيم. از بي‌تفاوتي که گريبان بسياري از عرصه‌هاي زندگي را در بيشتر اقشار جامعه گرفته بپرهيزيم. در توليد فکر و انديشه، خلاقانه و نوآورانه عمل کنيم، به شکوفائي استعدادها کمک کنيم، الگوي وظيفه‌شناسي در عرصه‌هاي مختلف زندگي باشيم. براي زندگي امروز و فردايمان، صعود، عروج، خروش و رويش به قله‌هاي کرامت و بزرگواري،  همنوايي با امواج درياي معرفت را برنامه‌ريزي کنيم که اين‌ها مشخصه‌هاي اصلي انتخاب راه الهي است.

 

مقام معظم رهبري فرمودند : اصلاً بسيج راه خداست. پس بديهي است:

بسيجي ماندن در چنين شرايطي، دشوار و هر کس را ياراي پيمودن آن نيست.

آيا باور داريم:

بسيج واقعي همچون جهاد، دري از درهاي بهشت است که به روي بعضي از بندگان خاص خدا گشوده مي‌شود. در اين راه بايد خود را نديد تا به سير الي الله رسيد.

بايد:

 پشتيباني، حراست و حفاظت از ولايت فقيه را استمرار بخشيد تا نظام اسلامي قوام و بقا يابد.

براي سازندگي و عمران و رسيدن به علم و تکنولوژي، آگاهانه و خلاقانه تلاش کرد.

منتظر واقعي بود.

وصايا و نصايح حکيمانه‌ي امام خميني (ره) را همچون گوهري جاودان، همراه داشت.

روحيه‌ي اميد و نشاط را در جان و دل اطرافيان تقويت نمود.

نخبگان و فرهيختگان بسيجي را معرفي کرد.

از شخصيت‌هاي روحاني، فرهنگي، علمي و سياسي در برنامه‌هاي بسيج استفاده کرد.

خدمات بسيج را به آحاد جامعه گزارش داد.

ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي بسيج را در برنامه‌هاي اجتماعي، گروهي، ورزشي و ... معرفي نمود تا نپندارند بسيج يک ميراث بايگاني شده است.

فرماندهان پايگاه‌ها با سازمان‌هاي اطراف خود تعامل نموده و نسبت به اجراي برنامه‌هاي مشارکتي همت گمارند.

در پايگاه‌هاي بسيج برنامه‌هاي ميداني و عملياتي، ارائه و اجرا کرد.

از حداکثر ظرفيت پايگاه‌هاي بسيج براي اطلاع‌رساني به آحاد مردم بهره برد. 

به اين بايدها مي‌توان به عنوان برنامه‌هاي هفته‌ي بسيج امسال نگريست.

پس: بيائيد بسيجي بمانيم که بسيجي ماندن؛ زندگي درست در مدرسه عشق و لشکر مخلص خداست. شيوه‌ي مبارزه با دلبستگي‌هاي دنيايي است.

و بسيجي در هيچ صحنه‌اي بازنده نيست.

  حفظ اسلام  


                      حفظ اسلام 


* دفاع از حق و اسلام از بزرگترين عبادات است .


* حفظ اسلام از حفظ احكام اسلام بالاتر است ؛ اساس اسلام اول است، دنبال او اساس احكام اسلام است.


* حفظ خود اسلام از جان مسلمان هم بالاتر است .


* تكليف ما اين است كه از اسلام صيانت كنيم و حفظ كنيم اسلام را .


* اگر ما اسلام را در خطر ديديم ، همه مان بايد از بين برويم تا حفظش كنيم .


* اگر اسلامي بودن نهضت محفوظ باشد ، ديگر آسيب نمي بينيد . 


* حفظ اسلام زحمت دارد .


* دفاع ازاسلام و كشور اسلامي امريست كه در مواقع خطر ، تكليف شرعي ، الهي و ملي است ، و بر تمام قشر ها و گروه ها واجب است .


* اگر اسلام را مي خواهيم بايد اين جمهوري را حفظش كنيم .


* حفظ مصلحت عمومي و اسلام ، مقدم است بر حفظ مصلحت شخصي .


* اسلام با فقه و احكام فقه باقي مانده است .


* همه بايد مراقب اين باشيم كه اين مكتب محفوظ باشد .


* ما براي حفظ اسلام مكلف و مسؤليم ، و امروز حفظ اسلام در تفاهم است.


* بزرگان اسلام ما ، در راه حفظ اسلام و احكام قرآن كريم كشته شدند ، زندان رفتند ، فداكاريها كردند ، تا توانستند اسلام را تا به امروز حفظ كنند و به دست ما برسانند .


* آنان كه كمر براي حفظ اسلام بسته اند ، بايد اگر همه هم رفتند آنها بمانند . 


* هيچ فريضه اي در اسلام بالا تر از حفظ خود اسلام نيست .

* مردم انقلابي ما بايد بدانند كه براي حفظ اسلام و انقلاب ، و نگهباني از ثمرات آن ، و پاس خون شهيدان ، لازم است از خود بردباري انقلابي نشان دهند .


* شكر نعمت اين است كه به اسلام وفادار باشيد. من به شما اخطار مي كنم كه به اسلام وفادار باشيد!
 
 
* كوه مصيبت ها در مقابل حيثيّت اسلامي - ايراني ما چون كاهي است .


* اسلام چيزي است كه همه ما بايد فداي او بشويم، تا اينكه تحقق پيدا بكند .


* تقيه براي حفظ دين است ؛ جايي كه دين در خطر بود جاي تقيه نيست ، جاي سكوت نيست .


* گاهي وقت ها تقيه حرام است. آن وقتي كه انسان ديد كه دين خدا در خطر است نمي تواند تقيه بكند.  

    
* بايد همه ملت پاسدار اسلام باشند .


* تكليف ما حفظ وجاهت اسلام است .


* آن روزي كه احتمال ما بدهيم كه اسلام در خطر است ، بايد همه مان فداكاري بكنيم .


* مقدرات اسلام مقدرات همه مسلمين است .


* وظيفه هر كسي كه در هر جا مشغول خدمتي است ، در رأس همه  خدمتها ، اين است كه موازين اسلامي را حفظ بكند.


* در اين برهه از زمان كه هستيم ، اسلام مقابل با تمام كفر است ، نه من و شما مقابليم، من و شما مطرح نيستيم .


* وقتي دين خدا را انسان در خطر ديد، براي خدا بايد قيام كند. وقتي احكام اسلام را در خطر ديد براي خدا بايد قيام كند ؛ [اگر ] توانست ،عمل
كرده به وظيفه و پيش هم برده ؛ [اگر] نتوانست، عمل به وظيفه كرده . 


* اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند ، ما در مقابل همه دنياي آنان خواهيم ايستاد

 

فرهنگ ایرانیان :

از ویژگیهای فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ انسانی دارای تقدس شمرده نمی‌شد، بلکه تقدس خاص خدا و ایَزدان و فضایل ملکوتیِ هفتگانه بود . به همین سبب بوده که در تمام دوران هخامنشی و پارتی و ساسانی هیچ زیارتگاهی برای هیچ انسانی، نه برای مغان و نه آتَروَنان و نه هیربدان، ساخته نشد. و از همین‌رو است که واژه‌هائی معادل «عصمت» و همچنین «زیارت» به مفهوم مذهبیش (زیارت به‌مفهومی که ما پس از مسلمانی‌مان شناخته‌ایم) در زبان ایرانی ساخته نشده است.

و از آنجائی که در فرهنگ ایرانی هیچ انسانی در هر مقامی که باشد دارای تقدس و عصمت نیست، عقیده به اینکه انسان بتواند واسطه و شفیع میان انسان و خدا شود نیز در فرهنگ ایرانی وجود نداشت. زرتشت نیز واسطۀ میان انسانها و خدا شمرده نمی‌شد بلکه آموزگاری بود که نیک‌بودن و نیک‌زیستن را به انسانها آموخته بود.    

انبیای قوم سامی هم در حیاتشان و هم  پس از مرگشان واسطه‌های میان خدا و مریدان خویش شمرده می‌شدند، و مریدانشان به‌اندازۀ فرمانهائی که برای انبیاء و جانشینانِ انبیاء می‌بردند و به‌اندازه‌ئی که به معبد خدمت می‌کردند و ثمرۀ تلاش و کارشان را به عنوان زکات و صدقات به متولیان معبد می‌دادند انتظار داشتند که انبیاء و رهبران دینشان در زندگی‌شان و حتی پس از مرگشان برایشان نزد خدایشان وساطت کنند (شفیع بشوند) تا خدا از خطاهایشان درگذرد؛ یعنی مردگان نیز واسطه میان انسان و خدا بودند. اما در دین ایرانی هیچ‌گاه چنین باوری دربارۀ انسانهای زنده و مرده شکل نگرفت. 

از دیگر ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ‌کدام از عیدهای ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون سیزده‌ به‌در گوئیم، مهرگان، سده، و جشنی که اکنون چارشنبه سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار می‌شد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. دین ایرانی به‌ شادزیستی بهای بسیار داده بود، و از این‌رو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه سور و سرود و رقص دسته‌جمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و ستایش زیبایی‌ها بود.

در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها ­حتی زرتشت­ مراسم دینی برگزار می‌شد و نه برای هیچ‌کدام از شخصیتهای دیگر. این از آن‌رو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا به‌خاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا می‌کرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور می‌نمود.  

نماز نیز در دین ایرانی نه همچون نمازِ ادیان سامی ستایش پیامبر شاه و انسانهای مدعیِ‌ نمایندگیِ خدا و ستایش اعضای خانوادۀ پیامبر شاه، و نه دعا و تضرع و ابراز خواری و ذلت در حضور خدا به‌خاطر جلب ترحم خدای جبّار، بلکه ستایش ارزشها و پدیده‌های سومند بود که جلوه‌های عینیِ رحمت آفریدگار شمرده می‌شدند. به‌عبارتِ دیگر، نماز در دین ایرانی مجموعه‌ئی از سرودهای ستایشِ ارزشها و پدیده‌هائی بود که در خدمت سعادت بشر بودند؛ و در میان اینها سپنتَە‌مَنیو و وهومنَە و اَرتَە از مقام والائی برخوردار بودند و در نمازها بیشتر از همه مورد ستایش قرار می‌گرفتند، به‌علاوه مهر و ناهید و باران و آبِ جاری و کشتزار و زمینِ بارور و ستورانِ سودمند و مادران و زنان ستایش می‌شدند؛ و این‌در گفتار زرتشت دیده میشود.

 به‌عبارت دیگر، آنچه نماز در دین ایرانی را تشکیل می‌داد سرود تلقین به‌خود برای همسان شدن با همۀ آفریدگان سودمند و خدمت‌رسان به بشریت بود. این نیایشها به‌انسان می‌آموزد که هر فردی چنانچه از این فضایل پیروی کند و اینها را در درون خویشتن بپرورد و خو یشتن را با آنها همسان سازد خواهد توانست  به‌بلندترین مرحله از تکامل انسانی رسیده خداگونه شود، و در این‌باره هیچ تفاوتی میان انسانها وجود ندارد. 

منبع : http://www.ashozartosht.net/

امام خامنه اي - در جمع ميهمانان و متفكران اسلامي


 

سخنان ناب امام خامنه اي در ديدار جمعي از ميهمانان و متفكران اسلامي

 

تاريخ : 1 / 12 / 1389

 

حجم : 4،272 مگابايت / فرمت wmv

 

دانلود كليپ صوتي

دانلود فایل

 

آيت الله ناصري - نقش ایرانیان در حوادث آخرالزمان


 

 

آيت الله ناصري - نقش ایرانیان در حوادث آخرالزمان و ظهور امام زمان (عج)

 

حجم : 1،844 مگابايت / فرمت mp3

 

دانلود كليپ صوتي

 

دانلود فایل

شادي روح امام و شهداء و سلامتي امام زمان (عج) و امام خامنه اي صلوات

دانلود صدای امام خمینی درهنگام دعا كردن..كم حجم

برای دانلود روی گزینه دانلود کلیک کرده

با لینک مستقیم

دانلود

فیلم خلقت آفرینش جهان(به صورت پاور پوینت)

 

فیلم خلقت آفرینش جهان(به صورت پاور پوینت)

حتماً دانلود کنید!!!!

 

 

 

دانلود

 

نشانه‌هاى ظهور

قسمت اول
محمدرضا جباران
يكى از موضوعاتى كه از ديرباز ذهن بشر را به خود مشغول داشته اعتقاد به مصلح كل است. اينكه زندگى اجتماعى در اين جهان با تمام ظلم‌‌ها، ستم‌‌ها و نابرابرى‌‌ها; با تمام بهره‌‌دهى‌‌ها و بهره‌‌كشى‌‌ها; با تمام تفاوت‌‌هاى نابحق بين طبقات اجتماعى سرانجام خوبى خواهد داشت; و در نهايت كسى پيدا خواهد شد كه به تمام اين نابرابرى‌‌ها و ظلم‌‌هاپايان دهد و حق هر كسى را به او بدهد، و تمام آحاد جامعه در سايه حكومت عادلانه او با آسايش خاطر زندگى كنند و از رنج‌‌ستم و برترى‌‌طلبى و زياده خواهى طبقات خاص آسوده باشند، تمام قوا و نيروهاى انسانى به جاى اينكه صرف درگيريهاى ناشى از تجاوزات و تعارضات برخواسته از فزون خواهى‌‌ها شود در راه رشد و شكوفايى استعدادهاى انسان و هموار كردن راه كمال او به كار گرفته شود; از جمله مسائلى است كه اعتقاد به آن همزمان با پيدايش اولين اجتماعات بشرى پيدا شد، و هر مكتب و مرامى به تناسب تعاليم خود طرحى از اين زندگى مطلوب ارائه و شخصى را به عنوان مصلح معرفى كرده است.

تا آنجا كه ستون موجود اديان مختلف نشان مى‌‌دهد اسلام روشن‌‌ترين طرح از اصلاح نهائى جهان را ارائه كرده است. در اين طرح شخص مصلح شناخته شده، با اصل و نسب معلوم، داراى يارانى با تعداد معلوم، با برنامه‌‌اى مدون و مشخص مى‌‌باشد.

اكنون طبق اخبار صحيح و مستند ما مى‌‌دانيم نام آن بزرگ مصلح چيست، پدرش كيست، مادرش كيست و اجدادش را به ترتيب تا جد سى‌‌و يكم (1) مى ‌‌شناسيم، و درباره اكثر آنها اطلاعات دقيقى در دست داريم كه تمام گفته‌‌ها و كرده‌‌هاى مهم و بسيارى از امور جزئى زندگى ايشان را از زمان تولد تا لحظه وفات منعكس نموده است.

ما مى‌‌دانيم او در چه سالى، چه ماهى و چه روزى متولد شده; چند سال به صورت عادى زندگى كرده، در چه سالى غايب شده و با چه كسانى در ارتباط بوده است.

تنها نكته‌‌اى كه در اين طرح تا حدودى مبهم مانده و به طور دقيق مشخص نشده زمان ظهور مصلح است; البته اين ابهام اگر با كليت طرح سنجيده شود از نقاط قوت و كمال آن به حساب مى‌‌آيد. زيرا ممكن است قصور ذاتى يك عضو از يك مجموعه لازمه كمال محموعه باشد. آرى عدم اطلاع دقيق از زمان ظهور هر چند به خودى خود نقص و نارسايى است ولى در مقايسه با طرح جامع اصلاح نهايى امرى ضرورى و اجتناب ناپذير است.

توضيح اينكه: اعتقاد به ظهور مصلح داراى دو اثر متفاوت در دو قطب اجتماع بشرى است; از طرفى موجب نشاط و زنده شدن روح اميد در قطب محروم و ستمديده جامعه مى‌‌شود و از طرفى مايه هراس و وحشت طبقه ستمگر و بهره‌‌كش مى‌‌باشد.

اعتقاد به ظهور مصلح در صورتى مى‌‌تواند اين دو نقش مهم را ايفا كند و طبقه محروم را در مقابل بهره‌‌كشان و ستمگران روى پا نگهدارد كه وقوعش در هر روز و هر ساعت ممكن باشد. ولى اگر تاريخ ظهور معلوم باشد نسلهايى كه عمر خود را متصل به آن زمان نمى‌‌دانند خود به خود از شعاع تاثير اين اعتقاد خارج، ستمكشان نااميد و ستمگران بى‌‌پروا مى‌‌شوند. و بديهى است كه طرحى با اين اهميت نمى‌‌تواند تنها در يك نصل مؤثر باشد بلكه بايد به گونه‌‌اى باشد كه هر كس در هر عصر و زمانى خود را در شعاع ظهور بداند. به همين جهت در اسلام همه ابعاد اصلاح جهانى آخر الزمان با دقت مشخص شده ولى زمان هظور در هاله‌‌اى از ابهام باقى مانده است.

و درست‌‌به همين دليل از فرداى غيبت‌‌شيعيان در انتظار فرج بوده‌‌اند و مردم هر دوره‌‌اى خود را مردم آخر الزمان مى‌‌پنداشته‌‌اند.

بنابراين ابهام ظهور فرج از بعد زمانى و عدم اطلاع از زمان دقيق آن يك ضرورت غير قابل اجتناب است ولى علاقه شديد مردم به اين موضوع از يك جهت و اهتمام معصومين(ع) به طرح اين مساله در جامعه از جهتى ديگر باعث‌‌شده كه همزمان با طرح اصل مساله اصلاح براى تعيين اجمالى زمان ظهور علائم و نشانه‌‌هايى بيان شود.

علما و انديشمندان اين علائم را جمع كرده و تحت عناوين «علائم ظهور» و يا «ملاحم‌‌» (2) و «فتن‌‌» (3) تدوين نموده‌‌اند. به طورى كه مرحوم «شيخ آغابزرگ طهرانى‌‌» در كتاب «الذريعه‌‌» جمع آورى كرده است تنها علماى شيعه 42 كتاب تحت عنوان «ملاحم‌‌» (4) كتاب تحت عنوان «فتن‌‌» (5) و سه كتاب تحت عنوان «علائم الظهور» به رشته تحرير آورده‌‌اند كه بسيارى از آنها توسط اصحاب ائمه و در قرون اوليه اسلام تاليف شده است.

اين، تعداد كتبى است كه مستقلا در اين موضوع نگاشته شده و گرنه در بسيارى از كتب روايى و كلامى شيعه و حتى در كتب تاريخ براى اين منظور بابى در نظر گرفته شده است.

ما در اين بحث‌‌برآنيم تا سيرى اجمالى در نشانه‌‌هاى ظهور داشته باشيم ولى قبل از ورود به اصل بحث و بررسى اين نشانه‌‌ها ذكر چند مقدمه ضرورى است.

1 - همانطور كه اعتقاد به ظهور مهدى اختصاص به شيعيان نداشته و پيروان مذاهب ديگر اسلامى همانند شيعيان به اين اصل معتقد هستند، توجه به ملاحم و فتن نيز مخصوص شيعيان نيست علماى بزرگ اهل سنت نيز روايات فراوانى در اين زمينه نقل كرده‌‌اند. بعضى از كتب مهم اهل سنت كه اخبار ملاحم در ضمن آنها روايت‌‌شده به قرار ذيل است:

1 - درالمنثور 2- مستدرك حاكم 3- جمع الجوامع 4- كنرالعمال 5- مجمع الزوايد 6- عقدالدرر 7- حلية الاولياء 8-تذكرة القرطبى 9- مقدمه ابن خلدون 10- الخصائص الكبرى 11- ينابيع المودة 12- حليقة الابرار 13- صحيح بخارى 14- صحيح مسلم 15- سنن ابن ماجه 16- سنن ابى داود 17- سنن ترمذى به اضافه اينكه بعضى از علماء دانشوران اهل سنت در اين زمينه آثار مستقلى تاليف نموده‌‌اند چنانكه مؤلف كتاب «در جستجوى قائم عج‌‌» در تحقيقى ارزنده جمع آورى نموده تعداد پنج نفر از علماى اهل سنت در اين موضوع صاحب اثر مى‌‌باشند كه نام ايشان به اين قرار است.

1 - ملاجلال الدين سيوطى شافعى داراى سه كتاب به نامها:

«علامات المهدى‌‌» (6) ، «نبذة من علامات المهدى‌‌» (7) «البرهان فى علامة مهدى آخر الزمان‌‌» (8) مى‌‌باشد.

2 - ابن حجر هيثمى شافعى مكى داراى كتاب «علامات المهدى المنتظر» (9) 3 - ابن حجر هيثمى سعدى مصرى شافعى صاحب كتاب «حاشية على القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر» (10)

4 - على بن حسام الدين متقى هندى مؤلف كتاب «البرهان فى علامات المهدى‌‌» (11) و كتاب «تلخيص البيان فى اخبار مهدى آخر الزمان‌‌» (12)

5 - ابن كمال پاشا حنفى صاحب كتاب «تلخيص البيان فى علامات مهدى آخر الزمان‌‌» (13) و تعداد ديگرى از بزرگان اهل سنت كه كتابهايى در موضوع ملاحم و فتن از خود به يادگار نهاده‌‌اند.

2 - بديهى است كه همه رواياتى كه در اين زمينه وارد شده از نظر اعتبار سندى در يك مرتبه نيستند پاره‌‌اى از علائم در تعداد فراوانى از روايات وارد شده به طوريكه مى‌‌توان گفت اخبارى كه بر آنها دلالت دارند در حد «تواتر» (14) يا بالاتر از حد تواتر هستند، و بعضى باخبر واحد «مستفيض‌‌» (15) به دست ما رسيده‌‌اند و برخى نيز با خبر واحد غير مستفيض نقل شده كه تعدادى از آنها نيز سندهاى معتبرى دارند. ما در آينده در ذيل هر يك از اين علائم اسناد آنها را به تفصيل نقد و بررسى خواهيم كرد.

3 - علائم ظهور را از جهات مختلفى مى‌‌توان تقسيم كرد ما به دو تقسيم كه در آيند مورد بحث‌‌خواهند بود اشاره مى‌‌كنيم:

الف ) علائم و نشانه‌‌هايى كه به زمان ظهور نزديك، و بعضى تقريبا متصل به آن هستند; و علائمى كه با زمان ظهور فاصله دارند.

ب ) علائم و نشانه‌‌هايى كه از روايات استفاده مى‌‌شود وقوع آنها حتمى است; و علائمى كه وقوع آنها حتمى نبوده بداء در آنها هست.

4 - اخبارى كه در زمينه علائم ظهور به دست ما رسيده از جهتى به گذشته‌‌هاى دور ارتباط دارند و از جهتى به آينده متصل مى‌‌باشند به لحاظ ظرف صدور و قائل متون اخبار، به گذشته مربوط مى‌‌شدند و به لحاظ زمان وقوع موضوعات خود با آينده مربوط مى‌‌شوند; و هر يك از اين دو جهت موجب مشكلاتى مى‌‌شود كه براى اعتماد به اين اخبار قبلا بايد اين مشكلات حل شود.
زمان صدور و راويان اخبار

هر سخنى كه با واسطه به ما مى‌‌رسد تا زمانى كه به حد تواتر نرسد احتمال جعل و وضع در مورد آن معقول است‌‌به اضافه اينكه احتمال و وضع در اخبار مورد بحث ما از چند جهت قوى‌‌تر است.

1 - ايرن روايات درباره آينده سخن مى‌‌گويند و راوى مطمئن است معاصرين او و حتى چند نسل بعد از آنها نمى‌‌توانند بر جعلى بودن خبر واقف شوند.

2 - بسيارى از روايات اين باب با بيان رمزى و عبارات مبهم وارد شده و به همين جهت هركدام با وقايع و حوادث مختلفى قابل انطباق مى‌‌باشند و به همين دليل است كه نمى‌‌توان فهميد كه خبر جعلى است‌‌يا نه. و اين دو امر باعث مى‌‌شوند كه افراد دروغپرداز در جعل خبر جرات بيشترى پيدا كنند.

3 - بعضى از اين اخبار از وقايعى خبر مى‌‌دهند كه قبل از زمان ما اتفاق افتاده‌‌اند به همين جهت احتمال مى‌‌دهيم كه بعضى از راويان به هر دليل پس از وقوع آن حوادث، اين اخبار را جعل كرده و به راويان قبل از خود نسبت داده باشند.

اينها اشكالاتى است كه به خاطر ارتباط اين اخبار به گذشته با آن مواجهيم.

 
ماهنامه موعود شماره7

پى‌‌نوشتها:


1 - حقيقت اين است كه تاريخ نام تعداد بيشترى از اجداد حضرت مهدى (عج) را حفظ كرده است ولى از رسول مكرم اسلام روايت‌‌شده كه فرمود: «اذا بلغ نسبى الى عدنان فامسكوا» و شماره پدران آن حضرت تا عدنان بيست و يك نفر است كه اگر با عدد ده (شماره اجداد حضرت مهدى تا پيامبر اكرم‌‌» جمع شود عدد سى و يك بدست مى‌‌آيد.

2 - «ملاحم‌‌» جمع «ملحمه‌‌» و در لغت‌‌به معناى جنگ بزرگ و حماسه عظيم است. اما در اصطلاح به فتنه‌‌ها و آشوبهاى آخرالزمان اطلاق مى‌‌شود.

3. «فتن‌‌» نيز جمع «فتنه‌‌» به معناى آزمايش، بلا و محنت، آشوب، اختلاف آرا و عقايد و جنگ و خونريزى است.

4 - الذريعه ، ج 22، ص 90-187 .

5 - همان، ج 16، ص 3-112.

6 - در جستجوى قائم (عج) ، ص 54، رديف 233.

7 - همان ، ص 72، رديف 398.

8 - همان ، ص 34، رديف 80.

9 - همان ، ص 54، رديف 236.

10- همان ، ص 39، رديف 122.

11 - همان ، ص 33، رديف 79.

12 - همان، ص 38، رديف 114

13 - همان، ص 38، رديف 115.

14 - خبر «متواتر» در اصطلاح به خبرى اطلاق مى‌‌شود كه راويان آن از نظر تعداد به حدى برسند كه عادتا اتفاق آنها بر كذب محل باشد و اين خصوصيت در همه طبقات راويان وجود داشته باشد. ر.ك: العاملى، زين‌‌الدين (الشهيد الثانى)، الدراية فى علم مصطلح الحديث، نجف، مطبقه النعمان، ص 12.

15 - خبر «مستفيض‌‌» خبرى است كه روايان آن را طبقه از 3 نفر (بنابر قول مشهور) و يا 2 نفر (بنابر قول ديگر) بيشتر باشند. ر. ك: العاملى، زين‌‌الدين (الشهيد الثانى) همان، ص 16.


ظهور نزديك‌ است

سخنراني‌ آيت‌الله ناصري‌



اشاره‌ : آيت‌الله محمد ناصري‌ چهره‌ نام‌ آشنا در محافل‌ مهدوي‌ است‌، سالهاست‌ كه‌ اراداتمندان‌ امام‌ عصر(عج‌) در شهر اصفهان‌ بر گرد او جمع‌ مي‌شوند و با گوش‌ دادن‌ به‌ بيانات‌ ايشان‌ عطش‌ انتظار و شوق‌ ديدارشان‌ را دو چندان‌ مي‌سازند. متن‌ حاضر سخنراني‌ ايشان‌ است‌ كه‌ در تاريخ‌ 15/5/81 در حسينيه‌ حضرت‌ ابوالفضل‌(ع‌) ايراد شده‌ است‌. نظر به‌ اهميت‌ نكاتي‌ كه‌ در اين‌ سخنراني‌ مطرح‌ شده‌ است‌، گزيده‌اي‌ از آن‌ را تقديمتان‌ مي‌كنيم‌.

لحظاتي‌ كه‌ امروز در خدمتتان‌ هستم‌ چند جمله‌اي‌ راجع‌ به‌ جوان‌هاي‌ ايراني‌ كه‌ زمينه‌ساز ظهور حضرت‌ بقية‌الله هستند صحبت‌ مي‌كنم‌. دليل‌ بر اين‌ مدعي‌ كه‌ جوان‌هاي‌ ايراني‌ زمينه‌ساز ظهور حضرت‌ بقية‌الله هستند آيات‌ متعدد قرآن‌ و روايات‌ متعددي‌ است‌ كه‌ از نبي‌اكرم‌(ص‌) و ائمه‌ اطهار(ع‌) نقل‌ شده‌ است‌. اين‌ روايات‌ را هم‌ اهل‌ سنت‌ نقل‌ كرده‌اند و هم‌ علماي‌ شيعه‌. يكي‌ از اين‌ آيات‌، آيه‌ 28 از سورة‌ محمد(ص‌) است‌ كه‌ مي‌فرمايد: «و إن‌ تتولَّوا يستبدل‌ قوماً خيركم‌» .
مضمون‌ آيه‌ اين‌ است‌: اگر شما پشت‌ كرديد، منحرف‌ شديد و احكام‌ اسلام‌ را پشت‌ سر انداختيد يك‌ عده‌ در آخرالزمان‌ مي‌آيند و به‌ اين‌ احكام‌ و ضوابط‌ الهي‌ عمل‌ مي‌كنند. «و ان‌ تتولّوا» اگر شما به‌ اسلام‌ و قرآن‌ و نبي‌اكرم‌ و ولايت‌ پشت‌ كرديد «يستبدل‌ قوماً خيركم‌» بدل‌ آورده‌ مي‌شود عوض‌ شما يك‌ عده‌اي‌ غير شما كه‌ آنها هم‌ در همين‌ منظومه‌ زندگي‌ مي‌كنند.
موقعي‌ كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد عرض‌ شد يا رسول‌الله آن‌ اشخاصي‌ كه‌ بعد از ما مي‌آيند و بدل‌ و عوض‌ ما هستند و آنها به‌ احكام‌ اسلامي‌ مي‌گروند چه‌ كساني‌ هستند؟ موقعي‌ كه‌ اين‌ سؤال‌ از نبي‌اكرم‌(ص‌) شد حضرت‌ سلمان‌ پهلوي‌ ايشان‌ نشسته‌ بودند. حضرت‌ دست‌ گذاشتند روي‌ زانوي‌ سلمان‌ و فرمودند: قوم‌ ايشان‌. سلمان‌ فارسي‌ ايراني‌ بود. اختلافي‌ است‌ كه‌ آيا سلمان‌ اصفهاني‌ بوده‌ است‌ يا اهل‌ شيراز بوده‌ است‌. اين‌ را ما مفصلاً در نجف‌ تحقيق‌ كرديم‌ و معلوم‌ شد ايشان‌ اصفهاني‌ بوده‌اند و از دهات‌ اصفهان‌. از طرف‌هاي‌ زرين‌ شهر و اين‌ حدود. حضرت‌ فرمودند كه‌ اشخاصي‌ از طايفه‌ اين‌ شخص‌ مي‌آيند و دين‌ اسلام‌ را ياري‌ مي‌كنند. بعد حضرت‌ فرمودند: «والذي‌ نفسي‌ بيده‌ لوكان‌ الاءيمان‌ منوطاً بالثريّا لتناوله‌ رجال‌ من‌ فارس‌» ؛ قسم‌ به‌ آن‌ كسي‌ كه‌ جان‌ من‌ در يد و قبضه‌ اوست‌؛ يعني‌ قسم‌ به‌ خدا، قسم‌ به‌ ذات‌ احديت‌ اگر ايمان‌ در ثريا باشد ايراني‌ها به‌ آن‌ دست‌ مي‌يابند و خود را به‌ كمال‌ ايمان‌ مي‌رسانند.
روايت‌ ديگري‌ است‌ از حضرت‌ صادق‌(ع‌) مي‌فرمايند: «وان‌ تتولّوا يا مَعشرالعرب‌ يستَبدفل‌ خيركم‌»؛
اگر شما عرب‌ها عمل‌ به‌ وظايف‌ شرعيه‌ نكنيد و اسلام‌ را به‌ نحو كمالش‌ نپذيريد يك‌ عده‌اي‌ بعد از شما در آخرالزمان‌ مي‌آيند و اسلام‌ را بحقيقته‌ مي‌گيرند و عمل‌ خواهند كرد.
در تفسير الميزان‌، تفسير مجمع‌البيان‌، تفسير فخررازي‌، تفسير روح‌البيان‌ و تفسير ابوالفتوح‌. ذكر كرده‌اند كه‌ مراد از اين‌ كه‌ يك‌ عده‌اي‌ مي‌آيند و اسلام‌ را احيا مي‌كنند و عمل‌ مي‌كنند، جوان‌هاي‌ آخرالزمان‌ هستند.
در روايت‌ ديگري‌ است‌ كه‌ وقتي‌ آيه‌ نازل‌ شد و فرمود: «و آخرين‌ منهم‌ لمّا يلحقوا بهم‌»؛ شما كه‌ ايمان‌ آورديد يك‌ عده‌اي‌ در آخرالزمان‌ مي‌آيند و به‌ شما ملحق‌ مي‌شوند، سؤال‌ كردند: يا رسول‌الله چه‌ كساني‌ به‌ ما ملحق‌ مي‌شوند. حضرت‌ دست‌ به‌ شانه‌ سلمان‌ گذاشتند و فرمودند كه‌: يك‌ عده‌اي‌ هستند در آخرالزمان‌ از طايفه‌ اين‌ شخص‌؛ يعني‌ ايراني‌ها و اصفهاني‌ها، اينها مي‌آيند و اسلام‌ را ياري‌ مي‌كنند. حضرت‌ فرمودند: اگر ايمان‌ در كهكشان‌ها باشد عده‌اي‌ از عجم‌ به‌ آن‌ دست‌ مي‌يابند. حضرت‌ در آن‌ زمان‌، 1400 سال‌ قبل‌ از اين‌ تقريباً، تعريف‌ شما را مي‌كرده‌ است‌ كه‌ كنجكاو هستيد، ولايتي‌ هستيد. حضرت‌ صادق‌ و امام‌ محمد باقر هم‌ همينطور.
آية‌ ديگر آيه‌ 5 از سورة‌ اسراء است‌. در اين‌ آيه‌ مي‌فرمايد: «بعثنا عليكم‌ عباداً لنا افولي‌ بأس‌ شديد»؛
اگر شما عمل‌ نكنيد به‌ احكام‌ الهي‌ يك‌ عده‌اي‌ بر شما مسلط‌ مي‌شوند و شما را به‌ ضرب‌ و زور وامي‌دارند كه‌ عمل‌ به‌ احكام‌ اسلام‌ كنيد. عرض‌ كردند: يا رسول‌الله! اينها چه‌ كساني‌اند كه‌ بر ما مسلط‌ مي‌شوند و ما را به‌ ضرب‌ و زور وادار مي‌كنند كه‌ ما مسلمان‌ باشيم‌ و عمل‌ به‌ احكام‌ اسلام‌ كنيم‌؟ حضرت‌ فرمودند: در آخرالزمان‌ عده‌اي‌ مي‌آيند و از عجم‌ هستند، ايراني‌ها هستند.
حضرت‌ صادق‌(ع‌) نيز در روايت‌ معتبري‌ فرمودند كه‌: حضرت‌ حق‌ در آخرالزمان‌ قبل‌ از ظهور حضرت‌ بقية‌الله عده‌اي‌ را مهيا مي‌كند و براي‌ سركوبي‌ يهود مي‌فرستد. قبل‌ از ظهور حضرت‌ بقية‌الله حكومت‌ يهود در بين‌ حكومت‌هاي‌ اسلامي‌ بايد نابود شود. اين‌ را امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند. آنها چه‌ كساني‌ هستند كه‌ نابود مي‌كنند يهود را؟ ايراني‌ها هستند. اين‌ هم‌ يك‌ روايت‌.
عياشي‌ از امام‌ محمد باقر(ع‌) روايتي‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ در آن‌ پرسيده‌ مي‌شود «أولي‌ بأسف شديد» چه‌ كساني‌ هستند؟ حضرت‌ فرمودند: اينها از اصحاب‌ و انصار امام‌ زمان‌ در آخرالزمان‌ هستند. روايت‌ ديگري‌ است‌ از حضرت‌ صادق‌(ع‌) قريب‌ به‌ همين‌ مضمون‌ است‌. حضرت‌ سه‌ مرتبه‌ قسم‌ خوردند: آن‌ اشخاص‌ كه‌ مي‌آيند و اگر ايمان‌ در ثريا باشد به‌ آن‌ دست‌ مي‌يابند و يهود را سركوب‌ مي‌كنند: «والله هم‌ أهل‌ قم‌»؛ اينها اهل‌ قم‌ هستند.
روايتي‌ نقل‌ شده‌ كه‌ مفصل‌ است‌. اين‌ روايت‌ را ابن‌ ابي‌ الحديد در شرح‌ نهج‌البلاغه‌ (جلد دوم‌، صفحه‌ 184) نقل‌ كرده‌ است‌. مي‌فرمايد كه‌: يك‌ روز اميرالمؤمنين‌(ع‌) در كوفه‌ مطالبي‌ را بيان‌ مي‌كردند و موعظه‌ و نصيحت‌ مي‌فرمودند، در آن‌ زمان‌ ايراني‌ها اطراف‌ اميرالمؤمنين‌(ع‌) را مثل‌ پروانه‌ گرفته‌ بودند. اشعث‌ ـ كه‌ حكمش‌ معلوم‌ است‌ از بزرگان‌ كوفه‌ بود ـ آمد و جريان‌ را ديد خيلي‌ به‌ او برخورد و خيلي‌ ناراحت‌ شد كه‌ ما عرب‌ هستيم‌ و از بزرگان‌ عرب‌ لكن‌ اين‌ ايراني‌ها آمده‌اند و اطراف‌ اميرالمؤمنين‌(ع‌) را مثل‌ پروانه‌ گرفته‌اند. ناراحت‌ شد و شروع‌ كرد يواش‌ يواش‌ جلو آمدن‌ كه‌: يا اميرالمؤمنين‌ اين‌ سرخ‌پوستان‌، يعني‌ ايرانيان‌، اطراف‌ شما را گرفته‌اند و بر ما چيره‌ شده‌اند و خود را بر ما فضيلت‌ مي‌دهند. اميرالمؤمنين‌(ع‌) اين‌ كلام‌ را كه‌ شنيد ساكت‌ شدند و چيزي‌ نفرمودند و از ناراحتي‌ پاهاي‌ مبارك‌ خود را به‌ منبر مي‌زدند. صعصة‌ بن‌ صوحان‌ كه‌ يكي‌ از اصحاب‌ خاص‌ اميرالمؤمنين‌(ع‌) بود بلند شد و فرمود: يا اميرالمؤمنين‌ گوش‌ به‌ اين‌ حرف‌ها ندهيد شما مطالبي‌ را بفرماييد كه‌ تا آخرالزمان‌ در بين‌ عرب‌ و عجم‌ مشخص‌ باشد و شايع‌ باشد. حضرت‌ فرمودند: (منظورم‌ اينجاست‌) آيا امر مي‌كنيد شكم‌پرستان‌ را بپذيرم‌ و مؤمنين‌ و متقين‌ و اين‌ جوان‌ها را از اطراف‌
خود دور كنم‌؟ حضرت‌ امير به‌ جوان‌هاي‌ ايراني‌ در آن‌ زمان‌ افتخار مي‌كرده‌ است‌. بعد فرمودند: والله ايراني‌ها شما را سركوب‌ مي‌كنند. اين‌ هم‌ يك‌ روايت‌ بود.
احمد حنبل‌، يكي‌ از علماي‌ اهل‌ سنت‌، از نبي‌اكرم‌(ص‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ حضرت‌ فرمودند: خداوند اطراف‌ شما را از ايراني‌ها پر مي‌كند و اينها چون‌ شيراني‌ هستند و اهل‌ فرار نيستند و از شما دفاع‌ مي‌كنند و دشمنان‌ شما را نابود مي‌كنند و از غنايم‌ شما هيچ‌ استفاده‌ نمي‌كنند. حافظ‌ ابونعيم‌ كه‌ يكي‌ ديگر از علماي‌ اهل‌ سنت‌ است‌ نقل‌ مي‌كند (خيلي‌ جاها نقل‌ كرده‌اند ايشان‌ هم‌ نقل‌ كرده‌) كه‌: نبي‌اكرم‌(ص‌) يك‌ شب‌ خوابي‌ ديدند و بعد آمدند نشستند در بين‌ اصحاب‌ و فرمودند كه‌ من‌ ديشب‌ خواب‌ ديدم‌ كه‌: يك‌ عده‌اي‌ گوسفند سياه‌ دنبال‌ من‌ بودند، بعد از مدتي‌ اين‌ گوسفندهاي‌ سياه‌ نابود شدند و يك‌ مفشت‌ گوسفندهاي‌ سفيد و بسيار قوي‌ اطراف‌ من‌ را گرفتند. تعبيرش‌ چيست‌؟ ابوبكر گفت‌: يا رسول‌الله اجازه‌ مي‌دهيد خواب‌ را من‌ تعبير كنم‌؟ حضرت‌ فرمودند: تعبير كن‌. عرض‌ كرد گوسفندهاي‌ سياه‌ ما هستيم‌، اطراف‌ شما را گرفتيم‌ ولكن‌ ما مي‌رويم‌ كنار و ايراني‌ها مي‌آيند جلو و اطراف‌ شما را مي‌گيرند و شما را رها نمي‌كنند. حضرت‌ مقداري‌ صبر كردند و فرمودند: بله‌، جبرئيل‌ بر من‌ نازل‌ شد و همين‌ تعبير را كرد. منظور اين‌ كه‌ روايات‌ زيادي‌ در فضيلت‌ ايراني‌ها و جوان‌هاي‌ ايراني‌ و اين‌ كه‌ اينها متعبد و متعهد هستند و پابند اسلام‌ و دين‌ و قرآن‌، وارد شده‌ و شايد رواياتي‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ وارد شده‌ به‌ حد تواتر رسيده‌ باشد.
روايت‌ ديگري‌ است‌ از اهل‌ بيت‌ كه‌ الان‌ در نظرم‌ نيست‌ از كداميك‌ از معصومين‌(ع‌) نقل‌ شده‌ است‌. در اين‌ روايت‌ نقل‌ شده‌ كه‌ از نبي‌اكرم‌(ص‌)، حضرت‌ فرمودند: من‌ به‌ ايراني‌ها بيش‌ از شما اعتماد دارم‌. من‌ به‌ ايراني‌ها بيش‌ از شما عرب‌ها اعتماد دارم‌.
آيه‌ شريفه‌ مي‌فرمايد: «إنّ أكرمكم‌ عندالله اتقيكم‌»؛
هر كسي‌ تقوايش‌ بيشتر شد و بيشتر ملتزم‌ شد كه‌ به‌ ضوابط‌ شرعي‌ عمل‌ بكند، در خانة‌ خدا مقرب‌تر است‌. مقرب‌ بودن‌ و بزرگ‌ بودن‌ به‌ لباس‌ نيست‌، به‌ سن‌ نيست‌، به‌ شغل‌ نيست‌. بزرگي‌ در نزد حضرت‌ حق‌ به‌ تقواست‌.
برادران‌! اين‌ زماني‌ كه‌ ما در آن‌ قرار گرفته‌ايم‌ زمان‌ بسيار مشكلي‌ است‌. مشكلات‌ زياد است‌ و روز به‌ روز هم‌ اين‌ مشكلات‌ اضافه‌ مي‌شود. چرا؟ به‌ واسطه‌اي‌ كه‌ من‌ مكرر از بزرگان‌ شنيده‌ام‌؛ فرج‌ حضرت‌ بقية‌الله، روحي‌له‌الفداء، خيلي‌ نزديك‌ است‌ و هر مقداري‌ كه‌ كه‌ انسان‌ به‌ فرج‌ نزديك‌تر شود، مشكلات‌ زيادتر مي‌شود تا بيروني‌ها بيرون‌ بروند. اميرالمؤمنين‌(ع‌) در نهج‌البلاغه‌ مي‌فرمايند: «والذي‌ بعثه‌ بالحقّ نبّياً لتبلبلنّ بلبلة‌ و لتغربلّن‌ غربلة‌ بل‌ يستخرج‌ من‌ الغربال‌ خلق‌ كثير»؛ قسم‌
به‌ ذات‌ احديت‌ كه‌ نبي‌اكرم‌ را به‌ حق‌ برانگيخت‌، در آخرالزمان‌ مردم‌ امتحان‌ مي‌شوند. امتحان‌ شديد. اين‌ گندم‌ها را ديده‌ايد كه‌ پاك‌ مي‌كنند؟ در غربال‌ پاك‌ مي‌كنند و بلند مي‌كنند و بر هم‌ مي‌زنند. خاك‌ها و كثافت‌هايش‌ مي‌ريزد و كاه‌هايش‌ يك‌ طرف‌ مي‌رود. حضرت‌ مي‌فرمايد: به‌ قدري‌ امتحانات‌ شديد مي‌شود و مردم‌ غربال‌ مي‌شوند كه‌ اشخاص‌ بزرگ‌ بزرگ‌ از توي‌ غربال‌ مي‌افتند پايين‌ و يك‌ اشخاص‌ خاصّ مؤمن‌ خالص‌ در غربال‌ مي‌مانند. «يستَخرفج‌ من‌ الغربال‌ خلقٌ كثير»؛ عده‌ زيادي‌ از غربال‌ مي‌ريزند. امتحان‌ است‌ برادر من‌. مبادا كه‌ شيطان‌ ما را فريب‌ بدهد. مبادا كه‌ هواي‌ نفس‌ بر ما غالب‌ شود. مشكلات‌ را تحمل‌ كن‌. شما نگاه‌ كن‌ طلا كه‌ به‌ اين‌ قيمت‌ است‌ مي‌دانيد چقدر زحمت‌ و چقدر ناراحتي‌ها را تحمل‌ كرده‌ است‌ تا به‌ اين‌ قيمت‌ رسيده‌؟ سنگي‌ كه‌ بيشتر نبود. توي‌ كوره‌ آن‌ را گذاشتند. چقدر حرارت‌ و آتش‌ فشار به‌ آن‌ آورد. آنقدر چكش‌ توي‌ سر و مغز آن‌ خورده‌ است‌. آنقدر تحت‌ فشار قرار گذاشته‌ تا حالا يك‌ سكه‌ شده‌ و حالا اين‌ مبلغ‌ قيمت‌ پيدا كرده‌ يا دست‌بند شده‌ يا سينه‌ريز شده‌ است‌. خيلي‌ فشار را تحمل‌ كرده‌ تا به‌ اين‌ درجه‌ رسيده‌ است‌.
«أم‌ حسب‌ الناس‌ أن‌ يقولوا أمنّا و هم‌ لايفتنون‌»؛
آيا ما مي‌گوييم‌ كه‌ مسلمانيم‌ و مؤمنيم‌ و از دوستان‌ پيغمبر و دوستان‌ امام‌ زمان‌ و امتحان‌ نمي‌شويم‌؟ نه‌؛ امتحان‌ مي‌شويم‌. شما يك‌ شاگرد مي‌خواهيد بگيريد، يك‌ رفيق‌ مي‌خواهيد بگيريد كه‌ چهارصباح‌ با هم‌ باشيد، چقدر امتحانش‌ مي‌كنيد؟ خدا مي‌خواهد كه‌ ذخائر خودش‌ را تحويل‌ اين‌ اوليا بدهد، اينها را امتحان‌ نمي‌كند؟ هر مقداري‌ كه‌ به‌ فرج‌ نزديك‌تر مي‌شويم‌، امتحانات‌ هم‌ شديدتر مي‌شود. تحمل‌ بكنيد! براي‌ خدا استقامت‌ داشته‌ باشيد! دعا بكنيد كه‌ خداوند ايمان‌ ما را در دوران‌ آخرالزمان‌ ثابت‌ بدارد. مشكلات‌ خيلي‌ زياد است‌. جوان‌ها، خواهرها، برادرها! الا´ن‌ مخصوصاً مشكلات‌ زياد است‌. خواهرها و برادرها! عفت‌ و نجابت‌ را رعايت‌ كنيد. صلاح‌ شما، سعادت‌ شما، تكامل‌ شما، ثبوت‌ ايمان‌ شما، در اين‌ جهت‌ است‌.
خدا شاهد است‌، مشكلات‌ هست‌، تحمل‌ كنيد. حالا امتحانات‌ زياد است‌ ما چه‌ بايد كنيم‌؟ بايد از امتحانات‌ درست‌ بيرون‌ بياييم‌. راه‌ درست‌ از امتحان‌ بيرون‌ آمدن‌ ما چيست‌؟ اين‌ است‌ كه‌ انقلاب‌ دروني‌ ايجاد كنيم‌؛ يعني‌ بياييم‌ و خودمان‌ را تهذيب‌ كنيم‌. كساني‌ كه‌ خود را تهذيب‌ نكرده‌ باشند سعادت‌ پيدا نمي‌كنند. اگر هم‌ كه‌ ايمان‌ پدري‌ و مادري‌ داشته‌ باشند، لقلقة‌ زبان‌ بيش‌ نيست‌. چون‌ صفات‌ رذيله‌ نمي‌گذارد كه‌ ايمان‌ در درون‌ انسان‌ جلوه‌گر شود. هر كدام‌ از صفات‌ رذيله‌ در وجود انسان‌ يك‌ حجاب‌ بسيار بزرگي‌ است‌ كه‌ اطراف‌ روح‌ را گرفته‌ است‌. ايمان‌ روز به‌ روز ضعيف‌تر مي‌شود. هر مقداري‌ كه‌ معاصي‌ و صفات‌ رذيله‌ بيايد و حجاب‌ها بيشتر شود اين‌ ايمان‌ ضعيف‌تر مي‌شود.
اگر من‌ خواسته‌ باشم‌ كه‌ ايمانم‌ قوي‌ باشد و سراسر وجودم‌ را بگيرد، راهش‌ اين‌ است‌ كه‌ انقلاب‌ دروني‌ ايجاد كنم‌. انقلاب‌ دروني‌ چيست‌؟ تخليه‌ و تحليه‌ است‌. صفات‌ رذيله‌ را در مقام‌ اصلاحش‌ بربياييم‌.


حضرت‌ حق‌ در قرآن‌ مكرر مي‌فرمايد: «قد أفلح‌ من‌ تزّكي‌» يا «قد أفلح‌ من‌ زكّيها و قدخاب‌ من‌ دسّها»؛
رستگار شد آن‌ كسي‌ كه‌ خودش‌ را تزكيه‌ كرد؛ يعني‌ صفات‌ رذيله‌ را از وجودش‌ دور كرد و خود را مفحلاّي‌ به‌ صفات‌ حميده‌ كرد و خودش‌ را مؤدب‌ به‌ آداب‌ اسلامي‌ كرد. چنين‌ شخصي‌ «اتقي‌» است‌، «اكرم‌ عندالله» است‌، «اسعد» است‌ و «اكمل‌ من‌ جميع‌ الابعاد» است‌.
راهش‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ اين‌ كتب‌ اخلاقي‌ را بردارد و مطالعه‌ كند، ببيند آن‌ صفات‌ رذيله‌اي‌ كه‌ در وجودش‌ هست‌ چيست‌؟ كتاب‌هاي‌ اخلاقي‌، هم‌ درد را بيان‌ كرده‌ و هم‌ دوا را بيان‌ كرده‌ است‌. انسان‌ درد را ببيند، دوايش‌ را هم‌ ببيند و خودش‌ را معالجه‌ كند. اين‌ يك‌ راهش‌ است‌. براي‌ اصلاح‌ خود و انقلاب‌ دروني‌ يك‌ راه‌ ديگر هم‌ وجود دارد. آن‌ چيست‌؟ توسلات‌ و توجهات‌ به‌ حضرت‌ بقية‌الله، روحي‌ له‌ الفداء. از حضرت‌ بخواهد. انسان‌ يك‌ توبه‌ و انابه‌ از اعمال‌ و رفتار و گفتارش‌ بكند، بعد توسلات‌ به‌ حضرت‌ بقية‌الله داشته‌ باشد. مخصوصاً اگر بشود يك‌ ربع‌ ساعت‌، ده‌ دقيقه‌، نيم‌ ساعت‌ قبل‌ از اذان‌ صبح‌ بلند شود، دو ركعت‌ نماز بخواند، يك‌ سلامي‌ به‌ امام‌ زمان‌ بدهد و خود را بيندازد در دامن‌ امام‌ زمان‌. يابن‌ رسول‌الله كمكم‌ كن‌، من‌ راهي‌ ندارم‌، چاره‌اي‌ ندارم‌، اسير نفسم‌، اسير شيطانم‌. شيطان‌ داخلي‌ و خارجي‌ من‌ را محاصره‌ كرده‌ و دستبند به‌ من‌ زده‌ است‌. تو نجاتم‌ بده‌، حضرت‌ عنايت‌ مي‌كنند، توفيق‌ مي‌دهند، توجه‌ مي‌كنند. امام‌ زمان‌ ـ به‌ ذات‌ احديت‌ قسم‌ ـ احدي‌ از موجودات‌ را فراموش‌ نمي‌كنند، نه‌ من‌ و شما را، نه‌ ملائكه‌ را، نه‌ حيوانات‌ را، نه‌ ساير مخلوقات‌ را. خودشان‌ فرموده‌اند: «إنا غير مهملين‌ لمراعاتكم‌ ولا ناسين‌ لذكركم‌»؛ من‌ شما را رها نكرده‌ام‌. امام‌ زمان‌ اشراف‌ دارد. احاطة‌ قيومي‌ بر عالم‌ وجود دارد. «لولا الحجة‌ لساخت‌ الارض‌ بأهلها». حضرت‌ محيط‌ هستند، مي‌دانند، مي‌بينند، صد درصد متوجه‌ هستند. شما يابن‌الحسن‌ را در جميع‌ احوال‌ فراموش‌ نكن‌، در همه‌ گرفتاري‌ها فراموش‌ نكن‌.
اين‌ تذكر را هم‌ عرض‌ بكنم‌؛ اوضاع‌ خيلي‌ خوبي‌ نيست‌ برادر من‌. من‌ مي‌دانم‌ مكرر از بعضي‌ از بزرگان‌ نقل‌ شده‌ است‌. خودم‌ چيزي‌ ندارم‌ لكن‌ شنيده‌ام‌ بزرگان‌ فرموده‌اند: «فرج‌ حضرت‌ خيلي‌ نزديك‌ است‌» و همين‌ طور هم‌ هست‌. الان‌ خيلي‌ از اشخاص‌ از غربال‌ در مي‌روند و مي‌افتند پايين‌ و فسادشان‌ ظاهر مي‌شود و از خط‌ ولايتي‌ها خارج‌ مي‌شوند. حواستان‌ جمع‌ باشد كه‌ مبادا از غربال‌ خارج‌ شويد، مقام‌ رهبري‌ هم‌ ـ كه‌ خدا ان‌شاءالله حفظشان‌ كند ـ مدتي‌ قبل‌ داستان‌ مفصلي‌ فرمودند كه‌ ما حصلش‌ را عرض‌ مي‌كنم‌ كه‌: «فرج‌ خيلي‌ نزديك‌ بود لكن‌ بَداء حاصل‌ شد.» همه‌ بايد بيشتر مقيد باشند، متوجه‌ باشند. يك‌ توبه‌ از اعمال‌ گذشته‌ و عزم‌ و جزم‌ بر ترك‌ معصيت‌ در آينده‌ و داشته‌ باشند. به‌ نمازهاي‌ اول‌ وقت‌ و مخصوصاً تسبيح‌ حضرت‌ زهرا(س‌)؟! بعد از نمازها اهميت‌ دهند. چه‌ آثاري‌ دارد اين‌ تسبيح‌ حضرت‌ زهرا(س‌). هم‌ مشكل‌گشاي‌ امور دنيوي‌ و اقتصادي‌، هم‌ مشكل‌گشاي‌ امور معنوي‌ و عرفاني‌ است‌. از هر دو بعد آثار عجيبي‌ براي‌ تسبيح‌ حضرت‌ زهرا(س‌) است‌. اين‌ را فراموش‌ نكنيد و روزي‌ صد مرتبه‌ هم‌ استغفار داشته‌ باشيد.
اين‌ روزنامه‌ها، اين‌ مجله‌ها و اين‌ هفته‌نامه‌ها، اينها زياد است‌. همه‌ را بخواهي‌ ببيني‌ كه‌ نمي‌تواني‌. بعضي‌ها را هم‌ كه‌ نمي‌تواني‌. اگر بگوييم‌ كه‌ جوان‌ها هم‌ به‌ كلي‌ اينها را مطالعه‌ نكنند كه‌ نمي‌شود، بايد اهل‌ اطلاع‌ باشند، از اوضاع‌ جهان‌ اطلاع‌ كمابيشي‌ داشته‌ باشند. يك‌ روزنامه‌، دو روزنامه‌، يك‌ مجله‌ كه‌ اعتماد به‌ آن‌ داري‌، اينها را مطالعه‌ كن‌. اخبار را هم‌ در 24 ساعت‌ يك‌ دفعه‌ كه‌ اخبار سراسري‌ مي‌گويد گوش‌ بده‌. بقيه‌اش‌ را به‌ كارت‌ بچسب‌. الان‌ موقع‌ ترقي‌ شماست‌، الان‌ موقع‌ تعالي‌ شماست‌. الان‌ موقع‌ سرمايه‌اندوزي‌ شماست‌. عمرتان‌ را ضايع‌ نكنيد. ما نفهميديم‌، كسي‌ به‌ ما تذكر نداد. عمرمان‌ ضايع‌ شد و هيچ‌ ترقي‌ و تعالي‌ نداشتيم‌. اما شما عمرتان‌ را ضايع‌ نكنيد، هدر ندهيد. در مجالس‌ و محافل‌ نشستن‌ و صحبت‌ كردن‌ و اشخاص‌ را بزرگ‌ و كوچك‌ كردن‌ فايده‌اي‌ ندارد. يك‌ روزنامه‌ مطالعه‌ كن‌. يك‌ ساعت‌، نيم‌ ساعت‌ هم‌ اخبار سراسري‌ را بشنو و بقيه‌اش‌ را به‌ كارت‌ بچسب‌. جديت‌ در تحصيل‌، جديت‌ در كسب‌ و كار داشته‌ باش‌ و در مسائل‌ سياسي‌ هم‌ چشم‌ بسته‌ تبعيت‌ كن‌ از مقام‌ رهبري‌. راه‌ سعادت‌ اين‌ است‌. راه‌ تكامل‌ اين‌ است‌. راه‌ رضايت‌ امام‌ زمان‌ اين‌ است‌. خدا مي‌داند، آنچه‌ من‌ بين‌ خود و خداي‌ خود فهميدم‌ اين‌ است‌ كه‌ براي‌ شما عرض‌ مي‌كنم‌ و همين‌ مطلب‌ را در قبر جواب‌ مي‌دهم‌. منظور اين‌ است‌، غنيمت‌ بشماريد، در تمام‌ مشكلات‌، چه‌ مشكلات‌ مادي‌ باشد، چه‌ معنوي‌ باشد، چه‌ اقتصادي‌ باشد، اجتماعي‌ و سياسي‌ باشد، در هر مشكلي‌ كه‌ وارد شديد «يابن‌الحسن‌، يابن‌الحسن‌» را فراموش‌ نكنيد. امام‌ زمان‌ ملجأ ماست‌، امام‌ زمان‌ پناهگاه‌ ماست‌، سرپرست‌ ماست‌. خودشان‌ فرمودند: «نحن‌ صنايع‌ ربنّا و الخلق‌
بعد صنايعنا». نمي‌گويم‌ به‌ ساير ائمه‌ و امام‌زاده‌ها و سر قبور مؤمنين‌، اولياي‌ الهي‌، شهدا، علما، نرويد، اين‌ را نمي‌خواهم‌ بگويم‌. مي‌خواهم‌ بگويم‌ هر حاجتي‌ كه‌ شما داريد، زير نظر امام‌ زمان‌ بايد به‌ دست‌ شما برسد. چون‌ يگانه‌ كسي‌ كه‌ واسطه‌ فيض‌ است‌ و مي‌تواند در عالم‌ وجود، افاضه‌ كند حضرت‌ بقية‌الله است‌. سلام‌ شما به‌ ساير ائمه‌ اهل‌ بيت‌(ع‌)، ساير امامزاده‌ها، علما، شهدا هم‌ به‌ اجازه‌ امام‌ زمان‌ است‌.
اهل‌ بيت‌، ائمه‌ اطهار(ع‌) دستور مي‌دهند به‌ فرزندشان‌ حضرت‌ بقية‌الله(ع‌)، امامزاده‌ها تقاضا مي‌كنند و بزرگان‌ هم‌ همينطور. يكي‌ از اولياي‌ الهي‌ نقل‌ كرده‌اند كه‌ حاجتي‌ داشتم‌ و مدت‌ زيادي‌ متوسل‌ به‌ امام‌ زمان‌(ع‌) مي‌شدم‌ و ختمي‌ گرفته‌ بودم‌، يك‌ شب‌ خواب‌ ديدم‌ كه‌ حضرت‌ بقية‌الله(ع‌) نشسته‌اند و نامه‌هاي‌ زيادي‌ به‌ محضر ايشان‌ آورده‌اند، حضرت‌ يكي‌ يكي‌ نامه‌ها را مي‌ديدند و همه‌ را مي‌گذاشتند كنار. بعد يكي‌ از نامه‌ها را كه‌ برداشتند، باز كردند و بوسيدند و به‌ چشمشان‌ گذاشتند و گذاشتند كنار. عرض‌ كردم‌: يابن‌ رسول‌الله اينها چيست‌؟ فرمودند: دوستان‌ ما به‌ امامزاده‌ها و اولياي‌ الهي‌ متوسل‌ شده‌اند و آن‌ بزرگواران‌ براي‌ من‌ نامه‌ نوشته‌اند كه‌ كار ايشان‌ را اصلاح‌ كنم‌. گفتم‌: يابن‌ رسول‌الله آن‌ نامه‌اي‌ را كه‌ بين‌ همه‌ نامه‌ها بوسيديد و به‌ چشمتان‌ گذ


ماهنا مه موعود شماره‌ 33


منبع : http://mouood.org

فرقه‏هاي دراويش

دراويش چه کساني هستند، آيا مسلمان هستند؟ لطفا کتاب معرفي نکنيد زيرا دسترسي نداريم؟

براي روشن تر شدن موضوع، پاسخ شما را در چند فراز تقديم مي كنم:
1. الف) تاريخچه تصوف: در زمان پيامبر اكرم (ص ) پيروان آن حضرت را «مسلم» و «مؤمن» مي ناميدند و آنانكه محضر پيامبر را درك كرده بودند، «صحابه» ناميده مي شدند و نسل بعد را كه با صحابه پيامبر محشور بودند «تابعين» خوانده اند. بعد اسم زاهد و...

آيا شركت در جلسات دراويش اشكالي دارد يا نه؟ اينها كه شيعه اند و ذاكرند و فرق مختلف دارند، نظر مراجع ...

صرف شرکت در جلسات انها در صورتي تحت تاثيرافکار و عقايد انها واقع نشويد و در انجا گناه و معصيتي مانند گوش دادن به اواز و موسيقي غنايي که شرعا حرام است ندهيد اشکال ندارد البته بايد توجه داشته باشيد که عرفان شيعه غير از 1 تصوف و درويشي است زيرا عرفاي شيعه تمام رفتارشان بر اساس تعليمات قران و اهل بيت ...

مقداري در مورد دراويش و صوفيه به صورت بسيار مختصر و مفيد توضيح دهيد.

1 - براي روشن شدن موضوع , لازم است مقدمه اي بعنوان تاريخچه تصوف ذكر شود و آن اينكه : در زمان پيامبر اكرم (ص ) پيروان آن حضرت را به اسلام و ايمان نسبت مي دادند و مسلم و مؤمن مي ناميدند و آنانكه محضر پيامبر را درك كرده بودند صحابه ناميده مي شدند و نسل بعد را كه با صحابه پيامبر محشور بودند تابعين خواند...

دراويش و صوفيه

مقداري در مورد دراويش و صوفيه به صورت بسيار مختصر و مفيد توضيح دهيد.

1 - براي روشن شدن موضوع , لازم است مقدمه اي بعنوان تاريخچه تصوف ذكر شود و آن اينكه : در زمان پيامبر اكرم (ص ) پيروان آن حضرت را به اسلام و ايمان نسبت مي دادند و مسلم و مؤمن مي ناميدند و آنانكه محضر پيامبر را درك كرده بودند صحابه ناميده مي شدند و نسل بعد را كه با صحابه پيامبر محشور بودند تابعين خوانده اند. بعد اسم زاهد و عابد بميان آمد و سپس اسم عباد و زهاد به عده اي اطلاق گشت كه از دنيا كناره جسته و خود را وقف عبادت و رياضت نموده بودند, و با اين عمل طريقه و روش خاصي در عالم اسلام بوجود آوردند. تا اينكه در حدود اوائل قرن دوم هجري كم كم اسم صوفي و طريقه تصوف پيدا شد. از معروفترين چهره هاي تصوف در اين دوره مي توان به ابوهاشم كوفي , و ابراهيم ادهم , ذوالنون مصري ... اشاره كرد. و اين طريقه (تصوف ) در ابتداي امر ميان مسلمين ساده و از حدود رياضت و عزلت و مجاهده نفساني و اخلاقي خارج نبود. ولي از قرن سوم به بعد دامنه تصوف وسعت يافت و مايه هاي ذوقي در آن پيدا شد; و اساس آن را محمد بن عبدالله بن مستره ابن نجيح معروف به ابن مستره متوفاي سال 319 هجري نهاده است . وي در سال 300 هجري تعليمات خود آغاز كرد و مردي تارك دنيا و ناسك بوده و در صومعه اي واقع در شهر قرطبه در اسپانيا مي زيسته است . تعليمات وي بعدها به توسط محي الدين معروف به ابن عربي متوفاي سال 560 هجري تكميل و تدوين گرديد, (تاريخ تصوف , عميد زنجاني , عباسعلي ). و بر اثر انشعاباتي كه در قرون بعد در تصوف پيدا شد و رشته ها و فرقه هاي متعددي بوجود آمد. هر دسته و فرقه در صدد حفظ موقعيت خود در برابر فرقه هاي ديگر و گروه متشرعين برآمده و هر كدام سلسله مشايخ خود را به نحوي به اصحاب پيامبر(ص ) و يا به يكي از ائمه اهلبيت (ع ) رسانيدند چنان كه سلسله رفاعيه و كميليه خرقه و سلسله خود را به كميل بن زياد نخعي , و فرقه نقشبنديه به توسط ابراهيم ادهم به امام زين العابدين (ع ) و سلسله شطاريه به توسط بايزيد بسطامي به امام جعفر صادق (ع ) و سلسله ذهبيه و بعضي از فرقه هاي ديگر به توسط معروف كرخي به امام علي بن موسي الرضا نسبت داده اند. و همچنين فرقه هائي كه در مذهب مشايخ اوليه خود باقي مانده و پايبند به تسنن بوده اند سلسله ي مشايخ خود را به توسط, حسن بصري به امام علي (ع ) يا به ابوبكر خليفه اول رسانيده اند, (همان ). اما واقع امر عدم همبستگي ميان تشيع و تصوف است . چونكه تصوف از تشيع كاملا بيگانه است ; (لازم بذكر است كه عرفاي شيعي و علماي رباني در ظاهر امر, شباهتي به تصوف دارند ولي در واقع امر چنين نيست ) زيرا اصول و قواعد تصوف با تشيع منافات دارد و هيچ گونه ميان آن دو همبستگي وجود ندارد. مطالعات و تحقيقات در احوال و تراجم و مشايخ صوفيه مي نماياند كه اقطاب و مشايخ اوليه و سرسلسله آنها از ميان اهل سنت برخاسته اند. و تا قبل از روي كار آمدن دولت صفويه يك مرشدي نمي توان پيدا كرد كه شيعه و پيرو اهل بيت باشد, (عرفان و تصوف , ص 316, الهامي , داود). وانگهي صوفيه قائل به شريعت و طريقت و حقيقت در طول هم است به گونه اي كه اگر فردي به حقيقت رسيد ديگر نياز به شريعت را در خود احساس نمي كند. در صورتي كه بناي اهلبيت (ع ) بر اين بوده است كه تأكيد مي كردند بر ظاهر شريعت محمدي (ص ). و خود ظاهر اگر درست باشد به دوستي باطن كمك خواهد كرد - الظاهر عنوان الباطن - و اضافه بر اينها ائمه (ع ) از اين تيپ افراد ناراضي بودند و عدم رضايت خودشان را در قالب حديثي بيان فرموده اند. مثلا امام صادق (ع ) جوابي را كه به سفيان ثوري داده است. نارضايتي امام (ع ) مشهود است . يا حديثي كه از امام حسن عسكري (ع ) نقل شده كه از امام صادق (ع ) پرسيدند ابو هاشم كوفي چگونه آدمي است فرمود: وي شخص فاسدالعقيده اي بوده و او همان كسي است كه مذهبي را بدعت گذارد كه آن را تصوف مي نامند و وي اين مذهب را پناهگاهي براي عقيده زشت و ناپسند خود قرار داد, (سفينه البحار, ج 2, ص 57, نقل از كتاب تاريخ تصوف , عميد زنجاني , ص 185). آشنايي از احوال صوفيه و تاريخچه آنها و پيدايش و علل آن در اين مقال مختصر نمي گنجد, جهت اطلاع بيشتر در اين زمينه ر.ك : 1. تاريخ تصوف , عباسعلي عميد زنجاني 2. عارف و صوفي چه مي گويد, جواد تهراني 3. تصوف و تشيع , هاشم معروف الحسني , ترجمه : محمد صادق عارف 4. عرفان و تصوف , داود الهامي 5. فلسفه عرفان , دكتر سيد يحيي يثربي 6. آشنائي با علوم اسلامي قسمت فلسفه و عرفان , شهيد مطهري 7. دين عرفاني و عرفان ديني , علي شيرواني
2- اما خود درويش و صوفي به چه معنا است و ويژگي هاي بارز آنها چيست بايد گفت : درويش در لغت به معناي , خواهنده از درها, گدا و سائل است . آن هم گدائي كه با آوازي خوش گاه پرسه زدن شعر خواند و تبر زين بر دوش و پوست حيواني چون گوسفند و شير و امثال آن بر پشت دارند و موي سر دراز و آويخته و موي ريش و سبيل ناپيراسته و ژوليده دارند. و در اصطلاح : به اخوان طريقت و سالكان طريق و تمام اعضاي سلاسل صوفيه نيز عموما بنام درويش خوانده مي شوند. و درويش در اول بنام مشاهير صوفيه نيز استعمال شده است ; و استعمال ((درويش )) در حق صوفيه مخصوصا از جهت اهميتي است كه اين فرقه براي فقر قائل بوده اند, (لغت نامه دهخدا, علي اكبر, ج 7, ص 10696, انتشارات و چاپ دانشگاه تهران ). درويش و صوفيگري هم يك تعريف دارد و هم هزاران تعريف . يك تعريف دارد اگر بپذيريم خلاصه تصوف و درويش اين است كه : ((آدمي زاده تا آنجا كه مي تواند از همه خصلتهاي نيك را دارا شود و همه خوبي هاي بد و نكوهيده را از خود دور سازد, همه تصوف و درويشي به معناي حقيقي آن است . اما صوفيگري و درويش هزاران تعريف دارد. زيرا به عدد هر يك از صوفيان تعريف صوفيان تعريف صوفيانه براي تصوف مي توان يافت . چونكه تصوف شيوه يا طريقه واحد معين و مشخص نيست . خلاصه اينكه درويش و تصوف پيش اهلش روش عملي است كه با اكسير عشق وجود انسان را از پستي و رذالت به قله بلندي و فضيلت مي كشاند و ماهيت او را دگرگون مي سازد.
P} دست از مس وجود چو مردان ره بشوي{E}تا كيمياي عشق بيابي و زر شوي{P P}خواب و خورت ز مرتبه خويش دور كن حافظ{E}آنكه رسي به خويش كه بي خواب و خور شوي {P لذا ارائه يك تعريف جامع فراگير براي صوفي امري دشوار است . چرا تصوف همواره در تطور و تحول بوده و در هر عصر و زماني جلوه ي ويژه داشته است . عبدالرزاق كاشاني در تعريف تصوف مي گويد: ((التصوف هو التخلق بالاخلاق الاهليه ; تصوف عبارت است از اكتساب اخلاق الهي )), (اصطلاحات الصوفيه , ص 156, نقل از كتاب : دين عرفاني و عرفان ديني , علي شيرواني ). ابن عربي معتقد است , تصوف وقوف به آداب شريعت است ظاهرا و باطنا و آن عبارت از اخلاق الهيه است , (همان ). ويژگي هاي بارز مسلك تصوف 1. اعتقاد داشتن به شريعت و طريقت و حقيقت است . 2. عشق مجازي در ميان دراويش مهم است 3. شطحيات , تمام فرقه هاي صوفيان شطح دارند 4. سماع و ترنم اشعار با همراهي موسيقي و...)). سخن آخر اينكه مسلك تصوف در اسلام , با ديانت مسيحي و اعمال رهبانان و افكار هندي و ايراني و بودائي , مخلوط شده است . و آنچه به تصوف شكل فلسفي داده , آميزه هاي فلسفه يونان مخصوصا فلسفه نوافلاطونيان بوده است . بنابراين بهترين بستر براي رشد و تهذيب و سلوك و مجاهده نفساني تعاليم اسلام است كه در متون ديني - قرآن , سنت نبوي , و احاديث اهل بيت (ع ) - آمده است و قرآن و عترت براي هر سالك الي الله دستگيره محكم و چراغ پرفروغ است . و از انوار عرفان التقاطي متصوفه بي نياز مي سازد. و نكته اي كه نبايد از آن غفلت نمود اين است كه دراويشي كه فعلا مطرح مي باشند و جلسات و حلقات ذكر و ورد دارند غير از به دام انداختن انسان هاي خام و بي مايه چيزي بلد نيستند در حقيقت شياطيني هستند كه با انواع حيل راهزني مي كنند, و در حقيقت چيزي جدا از تصوف بوده و بنوعي كلاه بردار و كاسب مي باشند. مشكلى كه در عموم فرقه‏هاى صوفيه به خصوص در دوران حاضر پيش آمده دورى رؤساى آنها از شيوه‏ى علما و اتكا بر تأويلات و اصرار بر جدايى از شيوه عالمان فقه مى‏باشد وگرنه بسيارى از عارفان و صوفيان برجسته در گذشته از عالمان نامدار در علوم مختلف اسلامى بوده‏اند و خود آنان از شيوه‏هاى علمى در فقه و ساير رشته‏هاى معارف اسلامى بهره مى‏بردند ولى صوفيه در زمان ما بيشتر بر تأويل دين و متون دينى و دورى از شريعت استوار گذشته است. البته اين منحصر به دوران ما نيست و شخصيت‏هاى برجسته‏اى همچون صدرالمتألهين شيرازى كه نسبت به عرفان و عرفا نظر مثبت داشته در رد بعضى از صوفيه و عقايد باطل آنان كتاب نوشته است.
3- بررسى فرقه ذهبيه نياز به مجال واسعى دارد. ما بخشى از كتاب «مبانى عرفان و احوال عارفان، دكتر على اصغر حلبى از انتشارات اساطير، صص 887 تا 888 را به عينه نقل مى‏كنيم: «ذهبيه» نام فارسى كبراويه است از پيروان نجم‏الدين كبرى (نجم الدين كبرى از همين كتاب حاضر) و اين نام، تقريبا عنوان عمومى همه‏ى فرقه‏ها و سلسله‏هايى است كه نزد صوفيه به معروفيه منسوب شده‏اند و مخصوصا عنوان سلسله‏يى از صوفيان ايران كه در اصل از كبرويه بوده‏اند و آن‏ها را «ذهبيه اغتشاشيه» نيز مى‏خوانند. استعمال ذهبيه به صورت مطلق در باب اين سلسله‏ى خاص ظاهرا جديد است و سابقه‏ى زياد ندارد. ذهبيه‏ى اغتشاشيه منسوب به ميرشهاب الدين عبدالله بُرزِش آبادى مشهدى است كه مريد خواجه اسحاق خُتلانى بود و از بيعت با خليفه‏ى او سيد محمد نوربخش (سيد محمد نوربخش از همين كتاب حاضر) امتناع كرد و لذا سلسله‏ى جداگانه‏اى را تشكيل داد. گويند چون وى از بيعت با سيد نوربخش خوددارى كرد خواجه اسحاق گفت «ذهب عبدالله» و بدين جهت ياران او را بدين نام مى‏خواندند. اما اين وجه تسميه با موازين اشتقاق درست نمى‏آيد و ظاهرا از همان اول بروز اختلاف، پيروان شهاب‏الدين عبدالله خود را «ذهبيه خالص» خوانده‏اند و خود را از ساير شعبه‏هاى ذهبيه جدا و ممتاز شمرده‏اند وشايد علت بدنامى اين فرقه، تبليغات نوربخشيه بوده باشد كه از لحاظ تشكيلات و تبليغات - به ويژه در اوايل كار - نيرومندتر بوده‏اند. ذهبيه مذهب شيعه دارند و در فارس، خراسان و آذربايجان و بلاد ديگر، فقراى اين سلسله وجود دارند. از اقطاب و بزرگان اين سلسله، به موجب روايات خود آنها يكى شيخ محمد مؤمن است كه در گنبد سبز مشهد مدفون است، ديگرى شيخ محمد كارندهى كه هم در مشهد مدفون است و مقبره او به نام «پير پالاندوز» مرسوم گرديده است. در فارس، كه اين سلسله شهرت و اهميت بيشترى يافته‏اند، مروج طريقه‏ى آنها شيخ نجيب‏الدين رضا تبريزى شد و از مشاهير جانشينان وى سيد قطب‏الدين شيرازى و آقا ميرزا باب بوده‏اند. در سال‏هاى اخير ميان رؤساى اين سلسله بر سر قطبيت اختلاف پديد آمده است، و پرويزخان سلماسى ميرزا احمد نايب‏الاياله، حاجى حب حيدر و ديگران در اين باب داعيه داشته‏اند. از ادبيات اين سلسله، مى‏توان نورالهدايه‏ى نجيب‏الدين رضاى تبريزى، سبع‏المثانى، كوثرنامه، آيات الولايه، شرح مصباح الشريعه و مجموعه‏ى موسوم به تذكرة‏الاولياء را نام برد (نايب‏الصدر، طرائق الحقايق، ج 2، ص 381، دكتر محجوب).
4-در ذكر ياهو به چند نکته اشاره مي شود: 1. کلمه «هو» در لغت به معناي «او» است که به سوم شخص فرد اطلاق مي شود. 2. کلمه «هو» در اصطلاح عرفاني عبارت است از: « مقام ذات خداوند که شامل همه کمالات وجودي است، عرفا ذات را غيب الغيوب مي نامند. علامه طباطبايي در ذيل آيه 255 سوره بقره مي فرمايند: « در معناي جمله « الله لا اله الا هو»، ضمير هو به الله برمي گردد که گفتيم ذات شامل همه کمالات است لکن چون در اثر کثرت استعمال، نام خداي تعالي شده، تنها بر ذات دلالت مي کند.»V}(تفسير الميزان، علامه محمد حسين طباطبايي، ج2، ص501، دفتر انتشارات اسلامي؛ قم){V 3. نکته شايان ذکر اين است که معارف بلند عرفاني را بايد از باورها و عملکرد صوفيه و فرقه هاي دراويش تفکيک کرد. بسياري از کساني که لفظ « هو» را به کار مي برند صرفا لقلقه زبان است و بويي از معناي ژرف آن نبرده اند و معرفت کافي نسبت به آن ندارند.
5- انجام کارهاي عجيب و غريب توسط برخي ازگروههاي صوفي ودراويش چون خوردن شيشه و ... محصول پرورش توانايي ها و مهارتهايي در خودشان است. آنها با تمرين و انجام برخي از رياضت ها به چنين مهارت هايي دست مي يابند و هيچ ارتباط خاصي با گفتن ذکر کلمه هو ندارد و با اموري چون کرامات اولياي خدا و معجزه امامان و پيامبران تفاوت ماهوي دارد. شاهد بر اين مطلب اين است که بسياري از ديگر فرقه هاي صوفيه هستند که اين اذکار را مرتب بر زبان تکرار مي کنند ولي فاقد چنين مهارت ها و توانايي هايي هستند. در ضمن بسياري از اين کارها برخلاف عقل، شريعت و دين است و خداوند از انجام آنها نهي فرموده است چرا که مسير زندگي را به جاي حرکت به سوي تعالي در جهت انحطاط سوق مي دهد و به نوعي سرگرمي باطلي گرفتار مي سازد.
6-از بعد اجتماعي نيز صوفيه كساني اندكه در نماز و جماعت شركت نمي‌كنند دين را در لفظ و ذكر خلاصه كرده اند و گاهي كلمات و جملاتي به زبان مي‌آورند كه هيچ سنخيتي با شريعت اسلام ندارد كه آنها را «شطح» مي‌نامند. انا الحق و سبحان ما اعظم شاني و مانند آن.
خانقاه كه هيچ سابقه ديني ندارد را در برابر مساجد بنا كردند و هر گروهي يكي را بزرگ خود دانسته ديگران را قبول ندارند و حتي بين خود كه شايد به 100 فرقه برسند كه اكثريت مربوط به اهل تسنن هستند اختلاف زيادي دارند بطوري كه هر كدام از اين فرق حتي مي‌توانند با بت پرست و كافر كنار بيايند اما به هيچ عنوان فرقه ديگري غير از فرقه خود را قبول ندارند.( در خانقاه بيدخت چه مي‌گذرد ص16)
از مردم دوري مي‌گيرند در حالي كه اميرالمومنين كه برترين عابدان و زاهدان و در عين حال جوشندگان با مردم است مي‌فرمايد « َ فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّيْطَانِ كَمَا أَنَّ الشَّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْب‏» انساني منزوي از مردم براي شيطان است چه اينكه منزوي از گله گوسفندان نصيب گرگ مي‌شود. نهج البلاغه خطبه 127 علاوه بر اينكه تفرقه افكني نيز در پرونده كارهاي آنان هست ( كتاب در خانقاه بيدخت چه مي‌گذرد ص81)
آنان حلال خداوند را بدون هيچ فايده اي بر خود حرام مي‌كردند و حرام خداوند را با دلايل واهي (كه ما را ديگر نيازي به عبادت نيست و يقين رسيده ايم )حلال مي‌كردند. زناي محصنه و غير محصنه و شرب خمر و لواط و از ماه رمضان فقط روز 21 رمضان را روزه گرفتن از جمله اينهاست. (درخانقاه بيدخت چه مي‌گذرد ص33)
از علم و علم آموزي كه نياز انسان در دنيا و موجب ترقي اخروي اوست و همواره عبادت نيازمند معرفت است در اين گروه اثري نيست زيرا كه عقل در اين فرقه وزني ندارد در عوض سماع و رقص كه از ابزار شيطان است از اركان اين فرقه است از زن و فرزند و شغل و كار و تلاش دوري كرده به فقر و دريوزه گري و بار دوش ديگران شدن پناه مي‌آورند و توكل را با بيكاري و سربار ديگران بودن عوض كرده اند درحالي كه اين حديث معروف است از حضرت رسول كه به صاحب شتري كه شتر خود را باز رها كرده بود فرمود شتر را ببند و توكل كن «اعقَل و توكل»
آنها اكثر عقايد خود را با مثال توجيه مي‌كنند و شرب خمر را كه از حرامهاي متقن الهي به نص قرآن و تواتر روايات و سنت مسلمين است براي كسي كه به مقام وصول رسيده جايز مي‌دانند. نهايت اينكه اين عقايد خرافي منافات با اصول و عقايد و آموزه هاي اسلامي دارند كه قوانين زندگي بشري را براي سعادت دنيا و آخرت انسان بيان كرده اند.
دشمنان اسلام و به ويژه شيعه و جمهوري اسلامي نيز با توجه به اينكه مي‌توانند مقاصد خود را در اينگونه عقايد باطل تامين كنند از ا ين گروهها حمايت كرده و در سالهاي اخير كشف شد كه روابطي نيز داشته اند.
جهت كسب اطلاعات بيشتر به كتابهاي زير مراجعه كنيد:
1. آن سوي صوفيگري، احمد باقريان ساروي
2. در خانقاه بيدخت چه مي‌گذرد، محمد مدني
3. حقيقه العرفان تفتيش در شناسايي عارف و صوفي و حكيم و شاعر و درويش، علامه برقعي
4. عارف و صوفي چه مي‌گويند؟ جواد تهراني
5. موضع تشيع در برابر تصوف در طول تاريخ، داوود الهامي
6. عياران در تاريخ ايران، مير حسين دلدار بناب (البته عياران غير از دراويش مي‌باشند و اين كتاب جهت اطلاع شما كه شايد علاقه به مطالعه داشته باشيد معرفي شد)
از كتابهاي فوق دو كتاب اول و دوم كه چاپ بوستان كتاب قم است بسيار سودمند و حاوي اطلاعات تحقيق شده و جامعي است.

اشعار درباره امام خميني(ره)

چشمهاي تو مرا وعده باران دادند
به تنِ مرده من روح و دل و جان دادند
شوقِ برخاستن و زندگي تازه به اين
منِ دلواپسِ از خويش گريزان دادند
خش خشِ گام كسي بود كه مي‏آمد و باز
مژده عيد در اندوه زمستان دادند
چشمهاي‏تو درخشيد و در آن ظلمت محض
به بلندايِ شبِ يخزده پايان دادند
آمدي مثل بهاري كه مي‏آيد از راه
يك سبد ياس به هر شاخه عريان دادند
دستهاي تو ز هر پنجره رُفتند غبار
و به تنديس همه آينه‏ها جان دادند


كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد
چشمهايي كه مرا وعده باران دادند

شعر رهبر و امام خمینی (ره)

"به نام خالق آفرینش"
حضرت امام خمینی(ره):

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
     چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم  
فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم
 همچو منصور خریدار سر دار شدم  
غم دلدار فكنده است به جانم، شررى
 كه به جان آمدم و شهره بازار شدم  
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
 كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم  
جامه زهد و ریا كَندم و بر تن كردم
 خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم  
واعظ شهر كه از پند خود آزارم داد
 از دم رند مى آلوده مددكار شدم  
بگذارید كه از بتكده یادى بكنم
من كه با دست بت میكده بیدار شدم


مقام معظم رهبری:

تو كه خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو كه فارغ شده بودی ز همه كان و مكان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای كه در قول و عمل شهره بازار شدی
 
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه كه بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

وصیت نامه ی امام خامنه ای

روزنامه کیهان وصیتنامه رهبر معظم انقلاب در سال 1342 را به نقل از دفتر نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای منتشر کرده است.

متن این وصیت نامه زیبا، صمیمی و خواندنی به شرح زیر است:

ازآنجا که ما در شرایط بحرانی و غیرعادی به سر می بردیم و هر لحظه ممکن بود خطری برای ما پیش بیاید، فردای آن روز نشستم و وصیت نامه خود را نوشتم. تا چند هفته پیش، از این وصیت نامه خبری نداشتم، لیکن آقاسیدجعفر آن را برایم آوردند و گفتند که پسرشان در لابلای کاغذهای قدیمی پیدا کرده است. این اصل وصیت نامه است که در بالای آن نوشته ام:

«وصیت نامه سیدعلی خامنه ای مرقومه لیله یکشنبه 27شوال 1382» (فروردین 1342 شمسی) یعنی فردا شب حادثه مدرسه فیضیه نوشته ام. متن وصیت نامه این است:

بسم الله الرحمن الرحیم
«عبدالله علی بن جوادالحسینی الخامنه ای غفرالله لهما یشهد ان لااله الاالله وحده لا شریک له و ان محمداً صلی الله علیه و آله عبده و رسوله و خاتم الانبیاء و ان ابن عمه علی بن ابیطالب علیه السلام وصیه سیدالاوصیاء و ان الاحد عشر من اولاده المعصومین صلوت الله علیهم الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمدو علی و الحسن و الحجه اوصیائه و خلفائه و امناءالله علی خلقه و ان الموت حق و المعاد حق و الصراط حق و الجنه و النار حق و ان کل ما جاء به النبی صلی الله علیه و آله حق. اللهم هذا ایمانی و هو ودیعتی عندک اسئلک ان تردها الی و تلقیها ایای یوم حاجتی الیها بفضلک و کرمک.

مهم ترین وصیت من آن است که دوستان و عزیزان و سروران من، کسانی که بهترین ساعات زندگی من با آنان و یاد آنان سپری شده است، مرا ببخشند و بحل کنند و این وظیفه را به عهده بگیرند که مرا از زیر بار حقوق الناس رها و آزاد نمایند. ممکن است خود من نتوانم از همه کسانی که ذکر سوءشان بر زبانم رفته و یا بدگوئیشان را از کسی شنیده ام، حلیت بطلبم. این کار مهم و ضروری را باید دوستان و رفقای من برای من انجام دهند.

دارایی مالی من در کم هیچ است، ولی کفاف قرض های مرا می دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می کنم که از فروش کتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر کسی هم که مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول کنند و ادا نمایند،... پنج شش سال نماز هر چه زودتر ادا و مرا از رنج این دین الهی راحت کنند (البته یقیناً آن قدر مقروض نبودم، ولی احتیاط کردم. (مبلغی به عنوان رد مظالم بابت قروض جزئی از یاد رفته به فقرا بدهند.

از همه اعلام و مراجع و طلاب و دوست و آشناها و اقوام و منسوبین من استحلال شود. (چون آن روزها نق و نوق علیه آقایان در جلسات زیاد بود که چرا فلانی اقدام نکرده، فلانی چرا این حرف را زده و این مطلب را گفته است، لذا خواستم از آقایان اعلام و مراجع حلیت طلب کنند.)

و گمان می کنم بهترین راه این کار آن است که عین وصیت نامه مرا در مجلسی عمومی که آشنایان من باشند، قرائت کنند. پدر و مادرم که در مرگ من از همه بیشتر عزادار هستند، به مفاد حدیث شریف اذا بکیت علی شیء فابک علی الحسین، به یاد مصائب اجدادمان از من فراموش نخواهند کرد ان شاءالله تعالی.

گویا دیگر کاری ندارم. اللهم اجعل الموت اول راحتی و آخر مصیبتی و اغفرلی و ارحمنی بمحمد و آله الاطهار.
العبد علی الحسینی الخامنه ای

(حالا صورت قرض هایم را که در صفحه جداگانه ای نوشته ام برایتان می خوانم):
حدود 100تومان، مقدس زاده بزاز (مشهد)
کمتر از 30تومان، خیاط گنگ (مشهد) 2یا 3تومان، عرب خیاط(قم)
مطابق دفتر دین، آقا شیخ حسن بقال کوچه حجتیه (قم) چون مرتب با او سر و کار داشتیم و نمی دانستیم چقدر به او بدهکاریم (گویا چند تومانی
آقای شیخ حسن صانعی (قم) 32تومان تقریباً
حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی (قم) (بیشترین پولی را که من آن زمان مقروض بودم، به آقای هاشمی بود. چون وضعش نسبتاً خوب بود، از او قرض می کردیم.)
مطابق دفتر دین، آقای مروارید کتاب فروش (قم)
مطابق دفتر دین، آقای مصطفوی کتاب فروش (قم)
10 تومان آقای علی حجتی کرمانی
شاید 5تومان، محمد آقانانوا نزدیک منزل (مشهد)

تهدید اتمی آمریکا بر علیه ایران

 دولت باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده، استراتژی جدید هسته ای آمریکا را در 50 صفحه منتشر کرد .

ایران

به گزارش عصر ایران در این استراتژی جدید که در آستانه امضای معاهده کاهش زرادخانه هسته ای بین آمریکا و روسیه و نیز در آستانه تشکیل اجلاس بین المللی امنیت هسته ای ( 12 و 13 آوریل  در هفته آینده در واشنگتن ) ، منتشر شد تغییراتی در استراتژی پیشین هسته ای آمریکا اعمال شده است .

بر اساس استراتژی هسته ای پیشین آمریکا که یادگار دوران جنگ سرد است ، تهدید به کارگیری سلاح های هسته ای هم به عنوان ضربه نخست ( first strike ) و هم به عنوان عامل بازدارنده ( detterence  ) مورد توجه بود .

به عبارت دیگر در استراتژی هسته ای جنگ سردی آمریکا تهدید اصلی هسته ای از جانب کشورهای رقیبی چون روسیه و چین محسوب شده  و تلاش برای ارتقای توان بازدارندگی هسته ای و " توازن وحشت " ( balance of terror  )به عنوان سنگ بنای راهبرد هسته ای ایالات متحده مورد توجه بود .

اما در بازنگری جدید در استراتژی هسته ای آمریکا تهدید گروه ها و سازمان های تروریستی و کشورهای حامی تروریسم مورد توجه قرار گرفته است و ضمن اینکه به کشورهای غیر اتمی ملتزم و عضو پیمان " منع گسترش سلاح های هسته ای / Non Proliferation Treaty  = NPT ) تضمین داده شده که آمریکا به هیچ وجه علیه آنها از سلاح های هسته ای استفاده نخواهد کرد ، در این زمینه دو استثنا مورد توجه قرار گرفته است .

ایران و کره شمالی از نظر استراتژی جدید هسته ای دولت اوباما به عنوان دو کشور استثنا در این زمینه ذکر شده است که واشنگتن در قبال این دو کشور هیچ تضمینی درباره عدم به کارگیری سلاح های هسته ای قایل نیست .

ایران و کره شمالی از نظر استراتژی جدید هسته ای دولت اوباما به عنوان دو کشور استثنا در این زمینه ذکر شده است که واشنگتن در قبال این دو کشور هیچ تضمینی درباره عدم به کارگیری سلاح های هسته ای قایل نیست

به عبارت دیگر در استراتژی جدید هسته ای آمریکا ، واشنگتن به تمامی جهان و کشورهای غیر اتمی تضمین می دهد که هیچ گاه علیه آنها از سلاح های هسته ای خود استفاده نمی کند و تنها ایران و کره شمالی از دایره این تضمین مستثنی شده اند .

در این راهبرد جدید که روز گذشته از سوی دولت اوباما اعلام شد اشاره شده که حتی اگر آمریکا مواجه با حملات شیمیایی ، بیولوژیک و سایبری فلج کننده شود ، از کاربرد سلاح های هسته ای برای پاسخ دادن به حملات مزبور خودداری خواهد کرد .

دولت اوباما مدعی است که در راهبرد جدید هسته ای خود علاوه بر اینکه به تمامی جهانیان تضمین نوید محدود سازی کاربرد سلاح های هسته ای را داده ، کشورهایی که از نظر واشنگتن حامی تروریسم خوانده شده و یا کشورهایی که در جهت ساخت سلاح های هسته ای تلاش می کنند ، در چارچوب این راهبرد جدید تحت انزوا و فشارهای بین المللی بیشتری قرار خواهند گرفت .

مستثنی کردن ایران و کره شمالی از تضمین عدم به کارگیری سلاح های هسته ای و به عبارت بهتر تهدید تلویحی این دو کشور به کارگیری سلاح های هسته ای علیه آنها ، خود می تواند یک دلیل محکم و منطقی برای این دو کشور برای اتمی شدن باشد چون  وقتی که قدرت اتمی بزرگی چون آمریکا در راهبرد هسته ای خود به طور علنی این دو کشور را تهدید به حمله هسته ای می کند ، آیا برای این دو کشور راهی به جز اتمی شدن برای تضمین امنیت می ماند ؟

البته از نظر واشنگتن یک راه میان بر برای این دوکشور برای تضمین امنیت شان در راهبرد هسته ای جدید وجود دارد و آن راه میانه ، تسلیم محض در برابر خواست ها و فشارهای ایالات متحده و جامعه جهانی است !